تعیین مکانی پهنه های فقر شهری (موردپژوهی: منطقة 12 کلان شهر تهران)
نویسندگان
1 استادیار گروه جغرافیا، دانشگاه سیدجمال الدین اسدآبادی، اسدآباد، ایران
2 دکتری جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22059/jhgr.2020.286492.1007986چکیده
در هزارۀ سوم، شهریشدن فقر اتفاق افتاده است. در همین راستا، فاصلۀ طبقاتی و دوگانگی به ویژگی مسلط بیشتر شهرهای کشور تبدیل شده است. بر همین مبنا، هدف از پژوهش حاضر، تعیین پهنههای فقر در منطقۀ 12 کلانشهر تهران بهمنظور برنامهریزی بهتر برای ساماندهی، توانمندسازی، و ارتقای کیفیت زندگی و مکانی آن است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش آن توصیفی- تحلیلی است. برای تجزیه و تحلیل دادهها از مدل Factor Analysis و برای تهیه و تولید نقشهها از نرمافزار GISاستفاده شده است. با استفاده از نرمافزار GISو مدل تحلیل عاملی به تعیین مکانی پهنههای فقر در منطقۀ 12 اقدام شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد تعداد 53 بلوک معادل 5 درصد خیلی مرفّه، 277 بلوک معادل 26 درصد مرفّه، 401 بلوک معادل 38 درصد متوسط، 257 بلوک معادل 24 درصد فقیر، و 73 بلوک معادل 7 درصد خیلی فقیرند. نتایج پژوهش حاضر بیانگر آن است که 31 درصد جمعیت منطقۀ 12 کلانشهر تهران فقیرند؛ در حالی که 38 درصد آنها متعلق به طبقۀ متوسطاند. فقر با شدت و ضعف در محلههای منطقة 12 عینیت جغرافیایی پیدا کرده است. به این معنا که فقر در محلههای مرکزی، جنوبی، و شمالی نظیر سیروس، دروازه غار شوش، پامنار ارک، بهارستان سعدی، و فردوسی- لالهزار بیشترین نمود را دارد. در محلههای دیگر نظیر امین حضور، کوثر، آبشار دردار، مختاری تختی، قیام، سنگلج، و دروازهشمیران نیز با شدت کمتری فقر ریشه دوانده است. کاملاً بین فقر و شاخصهای بافت فرسوده (ریزدانگی، نفوذناپذیری، و ناپایداری) رابطة مستقیمی وجود دارد؛ بهطوریکه بیشترین تمرکز بافتهای فرسوده در محلههایی نظیر دروازه غار شوش، سیروس، مختاری تختی، سنگلج، پامنار، امینحضور، بهارستان، و بخشهایی از لبههای دروازهشمیران وجود دارد. بنابراین، پهنههای فقیرنشین بر پهنههای بافت فرسوده منطبقاند.