بررسی تطبیقی راهبردهای درمانی سُقم در آیات ۸۹ و ۱۴۵ سوره صافات با نظریات روانشناختی معاصر
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات و معارف اسلامی, دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
2 - دانشجوی دکتری گروه علوم قرآن و حدیث دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
doi
چکیده
هدف: این پژوهش به تحلیل راهبردهای درمانی «سُقم» در دو داستان قرآنی میپردازد، نخست داستان ابراهیم (ع) که با اعلام «إِنِّی سَقیمٌ» از شرکت در مراسم شرکآلود امتناع ورزید و دوم داستان یونس (ع)، درحالیکه در وضعیت «سَقیمٌ» به سر میبرد، از شکم ماهی نجات یافت. هدف این مطالعه، استخراج الگوهای درمانی «سُقم» در سطوح فردی و اجتماعی و بررسی تطبیقی آن با نظریههای روانشناختی است. روش: این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی و با استناد به منابع تفسیری معتبر و نظریات معاصر به تبیین ابعاد مختلف راهبردهای درمانی میپردازد.یافتهها: یافتههای تحقیق نشان میدهد، قرآن کریم دو راهبرد درمانی مکمل ارائه میدهد: نخست، راهبردهای درمانی «سُقم» با رویکرد هدایتی، شامل اقدام اصلاحی ابراهیم (ع) و احیای فیزیکی و اجتماعی مشتمل بر بازگشت یونس (ع) به جامعه است. دوم، راهبرد درمانی با رویکرد روانشناختی با نظریه «خودآگاهی» گارمزی و ماستن همخوانی دارد. در بخش الگوی رواندرمانی، این راهبرد از نظریههای «ناهماهنگی شناختی» فستینگر، «تغییر نگرش» همفرن، «یادگیری مشاهدهای» باندورا و «بازسازی شناختی» بک بهره میبرد. همچنین در قسمت بازگشت تدریجی، با نظریه «مراحل تغییر» پروچاسکا و «جنبشهای اجتماعی» تورین همسو است.نتایج: نتایج پژوهش بیانگر آن است که تلفیق دو راهبرد درمانی «سُقم» با رویکردهای هدایتی و روانشناختی، هم به رشد فردی و هم به تحول اجتماعی توجه دارد که میتواند چارچوبی جامع برای طراحی مداخلات درمانی در مواجهه با سطوح فردی و اجتماعی ارائه دهد. این مطالعه نشان میدهد، آموزههای قرآنی میتوانند بهعنوان منبعی ارزشمند برای توسعه نظریهها و روشهای درمانی معاصر موردتوجه قرار گیرند.