ابعاد رفتار فضایی در شکل گیری فضاهای خانه های مسکونی نمونه موردی: شهر میبد
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری معماری، گروه معماری، واحد بروجرد، دانشگاه آزاد اسلامی، بروجرد، ایران.
2 استاد دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 دانشیار دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
doi
10.22034/jgeoq.2024.366531.3903چکیده
با توسعه جوامع انسانی، توجه معماران، طراحان و برنامه ریزان به کیفیت فضا و ساختار کالبدی آن افزایش یافته و نقش طراحی بهعنوان ابزاری در جهت شکل دادن به محیط زندگی و پاسخگویی به توقعات و نیازهای انسان، اهمیت بیشتری یافته است. رفتار فضایی فرد، متأثر از عناصر تشکیلدهنده محیط و ساختار کالبدی پیرامون او، بر پایهی ویژگیهای روانشناختی، شخصیتی، فرهنگی و اجتماعی شخص بوده، که در فضا رخ میدهد. مکان پایدار بهعنوان محیط ایدهآل و پاسخده، نشانگر میزان کیفیت محیط بوده و به نسبتی که قابلیتهای عرضه شده در محیط بیشتر باشد، افراد بر اساس فرایندهای ادراک- شناخت و انگیزشهای درونی، ارتباط مؤثرتری با محیط برقرار میکنند. در واقع نوع و تعداد فضاها، مجموعه ایست متشکل از فضاها و عناصر فرعی که در کنار یکدیگر عنصر اصلی طرح را شکل میدهند. این عناصر شامل: فضاهای داخلی، خارجی، مکانیابی، چیدمان و غیره است که متغیرهای فیزیکی همچون صدا و نور رفتار فضایی فرد را در محیط تحت تاثیر قرار میدهد. پژوهش موجود به بررسی ابعاد رفتار فضایی در حضور هر فضا و بیان میزان همبستگی هر فضا با هر بعد از رفتار فضایی را دارد و در نتیجه در متغیر های رفتار فضایی بیشترین همبستگی بین متغیرهای نیازهای بیولوژیک و دریافت از فضا است که مقدار آن 0.895 می باشد همچنین بین متغیرهای فرهنگ و سازگاری، الگوهای رفتاری و رابطه انسان و محیط مقدار آن همین قدر می باشد که با افزایش یک واحد از هر کدام از متغیرهای ذکر شده به مقدار 0.895 متغیر دیگر افزایش پیدا می کند.