بازتخصیص منابع آبخوان مشترک میان ذینفعان بر مبنای نظریه ورشکستگی؛ مطالعه موردی: آبخوان نیشابور-سبزوار-عطائیه
نویسندگان
1 استادیار، گروه مهندسی عمران، دانشکده مهندسی، دانشگاه تربت حیدریه، تربت حیدریه، ایران.
2 استادیار، گروه مهندسی عمران، دانشکده فنی و مهندسی، دانشگاه حکیم سبزواری، ایران.
3 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه مهندسی عمران، دانشکده فنی و مهندسی، دانشگاه حکیم سبزواری، ایران.
4 محقق پسادکتری، گروه مهندسی عمران و محیط زیست، دانشگاه علم و صنعت نروژ، تروندهایم، نروژ.
5 محقق پسادکتری، دانشگاه وسترن، لندن، اونتاریو، کانادا.
doi
چکیده
در سالهای اخیر، افزایش تقاضا برای بهرهبرداری از منابع مشترک آب زیرزمینی و حکمرانی نامناسب در تخصیص این منابع محدود، منجر به افزایش تعارضات میان ذینفعان در مناطق مختلف جهان شده است. از این رو، با توجه به غالب بودن نیازهای آبی بر منابع قابلبرداشت آبخوانها، توسعه ساختاری مناسب برای بازتخصیص این منابع مشترک مبتنی بر اتفاقنظر میان ذینفعان ضروری است. یکی از رویکردهای پُرکاربرد در این زمینه استفاده از روش نظریه ورشکستگی، به عنوان زیرمجموعهای از نظریه بازیها است. تاکنون از این رویکرد عمدتاً در بازتخصیص منابع آب سطحی استفاده شده است. در این پژوهش، چارچوبی مدون برای اعمال وزن ذینفعان در روند بازتخصیص منابع آبخوان مشترک پیشنهاد شده است که منجر به بازتوزیع عادلانهتر منابع مذکور در شرایط ورشکستگی خواهد شد. وزندهی به ذینفعان در پژوهش حاضر بر اساس تعریف و استخراج معیارهای توسعه پایدار در حوزههای کشاورزی، شرب و صنعت و در قالب روش تحلیل سلسلهمراتبی انجام پذیرفت. با استفاده از کاربردیترین روشهای نظریه ورشکستگی از قبیل روشهای تناسب (PRO)، مقید به سود یکسان (CEA)، مقید به ضرر یکسان (CEL) و مقید به ضرر یکسان اصلاحشده (MCEL) بصورت وزندار، بازتخصیص منابع آبخوان مشترک نیشابور-سبزوار-عطائیه، به عنوان یکی از مناطق دارای شرایط بحرانی ورشکستگی در ایران، انجام پذیرفت. تحلیل نتایج حاکی از آن است که برمبنای شاخص پایداری تخصیص ورشکستگی، روش وزندار CEA، روش برگزیده برای بازتخصیص منابع این آبخوان مشترک است. برمبنای این روش، دشتهای نیشابور، سبزوار و عطائیه میتوانند به ترتیب %39، %68 و %45 از تقاضای خود را دریافت کنند.