بررسی فقهی حقوقی مطالبه خسارت عدم ایفای تعهدات
نویسندگان
1 دانشیار گروه حقوق خصوصی و اقتصادی دانشکده حقوق، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
2 کارشناسی ارشد حقوق خصوصی، دانشکده حقوق، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
3 دانشیار گروه حقوق خصوصی و اقتصادی، دانشکده حقوق، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
doi
10.22034/ejs.2023.394716.1433چکیده
زمینه و هدف: مطالبه خسارت عدم ایفای تعهدات از موضوعات محل اختلاف در فقه است که از منظر حقوقی نیز محل بحث و بررسی است. هدف مقاله حاضر بررسی امکان و شرایط مطالبه خسارت عدم ایفای تعهدات است.مواد و روشها: مقاله حاضر توصیفی تحلیلی است. مواد و دادهها نیز کیفی است و از فیش برداری در گردآوری مطالب و دادهها استفاده شده است.ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متن، صداقت و امانتداری رعایت شده است.یافتهها: یافتهها بر این امر دلالت دارد که در فقه چندان به بحث مطالبه خسارت عدم ایفای تعهدات پرداخته نشده و در کل میتوان به وجود دو دیدگاه در این خصوص قائل بود. برخی قائل به جبران خسارت هستند اما مشهور فقها چنین دیدگاهی ندارند. در فقه تاکید اصلی بر الزام اجرای عین تعهد است. حقوق ایران، ضمن تاکید بر الزم اجرای عین تعهد، فسخ قرارداد و مطالبه خسارت نیز پذیرفته شده است، اما قانونگذار در مواجهه با مسئلۀ خسارت به کلیگویی بسنده کرده است؛ قانون گذار ایران نه تنها انواع خسارت قابل جبران را به صراحت تعیین نکرده است، بلکه حتی در موارد تعیین شده نیز ضابطۀ ارزیابی خسارت را به دست نمیدهد؛ این درحالی است که انگار قانونگذار اصل وجود طریق جبرانی خسارت را در نقض تعهدات قراردادی نیز با قاطعیت در نظر نگرفته است.نتیجه: لازم است در حقوق ایران، با توجه به اینکه در بسیاری مواقع الزام به اجرای عین تعهد وجود ندارد، مطالبه جبران خسارت، روشهای جبران و ابزارهای ارزیابی خسارت به صورت دقیقتری مورد توجه قرار گیرد.