کارآئی روش وزن‎دهی شواهد در محیط GIS، در تعیین فاکتور مؤثر بر فرو نشست دشت قزوین

نویسندگان

1 دکتری مهندسی منابع آب، گروه آبیاری و آبادانی، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران، دانشگاه تهران، کرج، ایران.

2 استادیار پژوهشی، پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیزداری، تهران، ایران.

3 دکتری ژئوفیزیک، گروه سنجش از راه دور، سازمان زمینشناسی و اکتشافات معدنی کشور، تهران، ایران.

4 استاد گروه آبیاری و آبادانی، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، تهران.

doi
چکیده

تحکیم و فرونشست در دشت قزوین که در سال‎‌های اخیر تشدید شده است م‌ی‎تواند خسارات جبران‌­ناپذیر جانی، محیط‌­زیستی و مالی ایجاد نماید. عوامل متعددی مانند خصوصیات زمین­‌شناسی منطقه و شرایط آبخوان بر میزان فرونشست تأثیرگذار هستند، لذا جهت مدیریت فرونشست، شناخت پارامترهای مؤثر بر آن و میزان ارتباط آنها با هم ضروری است. در این مطالعه برای محاسبه بلندمدت فرونشست از داده‌­های سنجنده SENTINEL-1 در بازده زمانی 2015 تا 2021 و روش تداخل­‌سنجی تفاضلی راداری (D-InSAR) استفاده شده است. بیشترین مقدار فرونشست دشت قزوین در سال‎های 2015 تا 2021، برابر با 47 سانتی متر بوده است که در جنوب غربی استان رخ داده است. تأثیر فاکتورهای مؤثر بر فرونشست با بررسی فاکتورهای افت سطح ایستابی، هدایت­ هیدرولیکی، شیب، ارتفاع، کاربری اراضی، ضخامت لایه ­ریزدانه، زمین­‌شناسی و جنس لایه‌­های آبخوان با استفاده از رویکرد وزن­‌دهی شواهد (Weight of Evidence, WoE) بر توزیع مکانی و مقدار فرونشست در محیط GIS سنجیده شده است و توسط نمودار ویژگی عملکرد گیرنده (, ROC  Receiver Operating Characteristic) نتایج آن صحت‌‎سنجی شد. نتایج نشان دادند مؤثرترین فاکتور بر فرونشست دشت قزوین با مقدار 3/77 متعلق به ضخامت لایه ریزدانه آبخوان بوده است و کاهش سطح ایستابی در رده چهارم تأثیرگذاری بوده است. همچنین، نقشه پتانسیل خطر فرونشست که با استفاده از مجموع وزنی فاکتورهای مؤثر به دست آمد توانست با دقت مناسب 0/87 توزیع مکانی فرونشست آینده را خیلی خوب پیش‌­بینی نماید. در نهایت نتیجه می‌‎شود با آنکه تغییرات سطح ایستابی جز عوامل شروع کننده فرونشست است، اما شدت و گسترگی آن به ضخامت لایه ریزدانه در منطقه بسیار وابسته است.