تأثیر بازخورد خودکنترلی و آزمونگرکنترلی پس از کوشش‌های خوب و ضعیف بر اکتساب و یادگیری تکلیف پرتابی در کودکان فلج مغزی

نویسندگان

1 دانشیار، گروه رفتار حرکتی، دانشکدة تربیت بدنی و علوم ورزشی دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 استادیار، گروه تربیت بدنی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی، قزوین، ایران

3 دکتری، گروه رفتار حرکتی، دانشکدة تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22059/jmlm.2017.119607.908
چکیده

بازخورد خودکنترل نوعی بازخورد افزوده است که براساس درخواست خود یادگیرنده به وی ارائه می‌شود. هدف تحقیق حاضر مقایسۀ بازخورد خودکنترلی و آزمونگرکنترلی پس از کوشش‌های خوب و ضعیف بر اکتساب و یادگیری تکلیف پرتابی در کودکان فلج مغزی بود. به این منظور 60 کودک مبتلا به فلج مغزی اسپاستیک با دامنۀ سنی 12-7 سال به‌صورت در دسترس از بین مدارس استثنایی شهر تهران انتخاب شدند. آزمودنی‌ها به‌طور تصادفی به سه گروه بازخورد آزمونگرکنترلی پس از کوشش‌های خوب، بازخورد آزمونگرکنترلی پس از کوشش‌های ضعیف و بازخورد خودکنترلی تقسیم شدند. در پایان مرحلۀ اکتساب، گروه خودکنترل به دو زیرگروه خودکنترل پس از کوشش‌های خوب و خودکنترل پس از کوشش‌های ضعیف تقسیم شدند. از آزمون تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی توکی در سطح 05/0P< استفاده شد. در مرحلۀ اکتساب، گروه‌ها تفاوت معناداری با یکدیگر نداشتند (64/0P=). اما عملکرد گروه بازخورد خودکنترلی پس از کوشش‌های خوب از تمامی گروه‌ها در مرحلۀ یادداری (001/0P=) و انتقال (001/0P=) بهتر بود. همچنین در شرایط آزمونگرکنترلی، آزمودنی‌های دریافت‌کنندۀ بازخورد پس از کوشش‌های خوب و در شرایط دریافت بازخورد پس از کوشش‌های ضعیف، آزمودنی‌های خودکنترلی پیشرفت بیشتری را از خود نشان دادند. بنابراین، به‌دلیل ظرفیت پایین پردازش اطلاعات در کودکان، نقش انگیزشی بازخورد در شرایط خودکنترلی و پس از کوشش‌های موفق سبب یادگیری بهتر آزمودنی‌ها می‌شود.