استفاده از رویکرد هیدرولوژی اجتماعی در ارزیابی اثر رفتار مصرف آبی کشاورزان بر منابع آب سطحی و زیرزمینی در شرایط تغییر اقلیم (مطالعه موردی دشت مهاباد، حوضه آبریز دریاچه ارومیه)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، دانشکده مهندسی عمران، آب و محیط زیست، دانشگاه شهید بهشتی.

2 استادیار، دانشکده مهندسی عمران، آب و محیط زیست، دانشگاه شهید بهشتی.

doi
چکیده

در این تحقیق چارچوب جدیدی از مدل­سازی هیدرولوژی- اجتماعی به منظور ارزیابی عملکرد سیستم­‌های انسانی- آبی توسعه داده شده است. بدین منظور ابتدا یک مدل جامع هیدرولوژیکی با تلفیق مدل­های SWAT و MODFLOW برای شبیه­‌سازی منابع آب سطحی و زیرزمینی توسعه داده شده است. در ادامه با استفاده از تئوری ارزش- عقیده- هنجار (Value-Belief-Norm Theory) عوامل مؤثر در رفتار مصرف آبی کشاورزان شناسایی شده و در نهایت با ترکیب مدل SWAT-MODFLOW و مدل عامل­‌بنیان (Agent-Based Model) مبتنی بر تئوری VBN، الگوی رفتاری کشاورزان در انتخاب نوع کشت و شیوه آبیاری ارزیابی شده است. چارچوب نظری تئوری VBN و قوانین رفتاری عوامل در ABM بر اساس داده­های جمع‌‎آوری شده از پرسشنامه‌­های میدانی کشاورزان دشت مهاباد طراحی شده است. در ادامه، با استفاده از داده‌های تغییر اقلیم گزارش ششم IPCC و مدلACCESS-CM2  پاسخ مدل هیدرولوژی اجتماعی توسعه داده شده در افق برنامه‌ریزی تحلیل و بررسی شد. نتایج بیانگر این هستند که آن دسته از کشاورزانی که زیر خط فقر هستند با انتخاب محصولات پرسود برای زراعت، سعی در بهبود بخشیدن به وضعیت نامطلوب اقتصادی خود دارند. لذا بدون ایجاد تغییر اساسی در سیاست­‌های مدیریتی در آینده، تغییر اقلیم باعث کاهش سود بخش کشاورزی شده و الگوی کشت به سمت محصولات با سود بالا و در عین حال پر آب‌ بر تغییر خواهد یافت. در صورت ثابت ماندن سیاست‌های مدیریتی در آینده، عملکرد محصولات، در آمد کشاورزان منطقه و در عین حال جریان ورودی به دریاچه ارومیه از رودخانه مهاباد کاهش چشمگیری خواهد یافت. از این­رو تغییر سیاست­‌های مدیریتی به عنوان راهکارهای مقابله با اثرات تغییر اقلیم توصیه می­‌شود. بطورکلی، نتایج تحقیق حاضر را می‌­توان برای برنامه‌­ریزی­ و سیاست‌­گذاری­‌های آینده مد نظر قرار داد و تخمین زد که چگونه ایجاد تغییرات در عوامل اقتصادی و روانی برای کشاورزان بر احیای دریاچه ارومیه اثر می­‌گذارد.