تحلیل قضاوتهای مرزی ذینفعان در حوزۀ انرژی با رویکرد جامعۀ 0/5: ادراکات انتقادی سیستم در مورد مطالعاتی شرکت گاز
نویسندگان
1 دانشیار، دانشکدۀ مدیریت و حسابداری، دانشکدگان فارابی، دانشگاه تهران، ایران
2 دانشیار، دانشکدۀ مدیریت و حسابداری، دانشکدگان فارابی، دانشگاه تهران، ایران
3 استاد، دانشکدۀ مدیریت و حسابداری، دانشکدگان فارابی، دانشگاه تهران، ایران
4 دانشجوی دکتری، دانشکدۀ مدیریت و حسابداری، دانشکدگان فارابی، دانشگاه تهران، ایران
doi
10.22059/ses.2025.388245.1111چکیده
با گذر زمان، نقش انرژی در توسعۀ اقتصادی، رفاه اجتماعی و حفظ محیط زیست به طور چشمگیری افزایش یافته است. افزایش مصرف انرژی و محدودیت منابع تجدیدناپذیر، جوامع را با چالشهای بیسابقهای روبهرو کرده که نیازمند راهبردهای نوآورانه و سیاستهای کارآمد برای مدیریت انرژی است. بحران جهانی انرژی، ناشی از ترکیبی از عوامل سیاسی، اقتصادی و زیستمحیطی، کشورها را به استفاده از منابع جایگزین و بهینهسازی مصرف انرژی سوق داده است. در این میان، ایران با وجود ذخایر عظیم انرژی، با شدیدترین بحران انرژی در چهار دهۀ اخیر مواجه است. کاهش دما و افزایش تقاضا در فصلهای سرد سال، نهتنها اقتصاد و بازار انرژی کشور را تحت تأثیر قرار داده، بلکه به بروز انتقادهای اجتماعی منجر شده است. هدف اصلی این پژوهش، ارائۀ راهکارهایی برای بهبود سیاستهای انرژی با تأکید بر بحران گاز و با مشارکت ذینفعان است. در این پژوهش، از رویکردی انتقادی (رهاییبخش) تحت عنوان «ابتکارات سیستمهای انتقادی (CSH)» استفاده شده است. نتایج بهدستآمده از مطالعۀ موردی شرکت گاز نشاندهندۀ گپهای چشمگیر میان وضعیت فعلی و حالت ایدهآل سیستم است. جهانبینی کنونی عمدتاً بر توسعۀ حداکثری انرژیهای فسیلی تمرکز دارد، در حالی که جهانبینی ایدهآل بر تأمین انرژی پاک و پایدار، استفاده از فناوریهای نوین و تخصصهای چندبعدی مانند هوش مصنوعی، دادهکاوی و مدیریت استراتژیک تأکید میکند.