فراتحلیل رویکرد نوسازی در مضمون موانع توسعه فرهنگی با تاکید بر نقش عواطف اجتماعی
نویسندگان
1 گروه جامعه شناسی اقتصادی و توسعه،واحد دهاقان، دانشگاه آزاد اسلامی،دهاقان،ایران
2 گروه علوم اجتماعی، واحد شوشتر، دانشگاه آزاد اسلامی، شوشتر، ایران
3 گروه جامعه شناسی، واحد مبارکه، دانشگاه آزاداسلامی، مبارکه،ایران
doi
10.22034/jgeoq.2025.440959.4088چکیده
در ادبیات توسعه گذشته از مکتب وابستگی و نظریه های جهانی آن، عاملیت عناصر فرهنگی و ساختار اجتماعی یک جامعه نیز که در مضمون نوسازی به کار گرفته می شود می تواند حائز اهمیت باشد. توجه به انگیزه ها، ارزش ها، ارتباطات، عواطف و احساسات افراد یک جامعه درست به اندازه عوامل دیگر در آینده و سرعت توسعه مهم است. در این پژوهش بدون آن که بخواهیم نقش و تأثیر عناصر خارجی(جهانی و منطقه ای)را به عنوان عامل بازدارنده توسعه اجتماعی و فرهنگی نادیده بگیریم، توجه خود را بیشتر بر عنصر فرهنگ و مجموعه هنجارها، کنش ها، ارزش ها، ارتباطات و رفتارهای احساسی و عاطفی اعضای یک جامعه معطوف کرده ایم که بر روند توسعه اثر می گذارند. روش پژوهش حاضر، توسعه ای، از نوع توصیفی-تحلیلی با رویکرد علم سنجی است. جامعه آماری پژوهش،78 رکورد مقاله بازیابی شده در حوزه جامعه شناسی عواطف و رویکرد نوسازی است که به عنوان گفتمان مدنظر قرار داده شده است و در مبانی نظری بر آن تاکید می گردد و منتج به رهیافت نظری اندیشمندان کلاسیکی چون؛ دورکیم، مارکس و ماکس وبر و جامعه شناسان اخیر چون پارسونز، کمپر، سامرز، افلر و ترنر شده است. کوشش این مقاله بر آن بوده است تا به این پرسش پاسخ دهد که عوامل فرهنگی و اجتماعی چگونه می توانند بر میزان توسعه تاثیر بگذارند؟بر اساس یافته های پژوهش مولفه عواطف و احساسات به عنوان گفتمان اجتماعی بر مفروضات اساسی چون نوع ارتباطات و سازماندهی های اجتماعی،آزادی افراد در بیان اندیشه ها و یا نوآوری درمفاهیم مدرن فرهنگی و اجتماعی تاثیر فراگیری گذاشته و می تواندمیزان توسعه اجتماعی و فرهنگی را تعیین نماید.