توسعة یک مدل مفهومی برای سیاست‌‌گذاری حمایت‌‌های دولتی از صنعت نشر ایران

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه فرهنگ و ارتباطات، واحد اصفهان (خوراسگان)،دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران

2 استادیار، گروه فرهنگ و ارتباطات، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران

3 دانشیار، گروه فرهنگ و ارتباطات، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران

doi
10.22034/aimj.2025.549806.1652
چکیده

پژوهش حاضر با هدف اصلی توسعۀ مدلی جامع برای سیاست‌گذاری حمایت‌های دولتی از صنعت نشر در ایران انجام گرفته است. این مطالعه به‏دنبال کشف و تبیین ابعاد، مؤلفه‌ها و روابط درونی پدیدۀ سیاست‌گذاری حمایت دولتی در بستر بومی صنعت نشر ایران بود تا چارچوبی نظری و کاربردی برای سیاست‌گذاران و ذی‏نفعان این حوزه فراهم آورد. رویکرد انتخاب‏شده برای پاسخ به پرسش‌های پژوهش، کیفی بود و با استفاده از روش نظریۀ زمینه‌ای یا داده‌بنیاد، از طریق مصاحبه‌های عمیق و نیمه‌ساختاریافته با 15 نفر از خبرگان و کنشگران کلیدی صنعت نشر ایران، داده‌های غنی جمع‌آوری شد. تحلیل این مصاحبه‌ها از طریق کدگذاری‏های باز، محوری و انتخابی، به کشف مفاهیم، مقوله‌ها و ابعاد کلیدی منجر شد که مدل مفهومی پژوهش را شکل دادند. افزون‏براین، برای تحلیل ابعاد کلیدی، از اجزای مدل پارادایمی، یعنی پدیده، شرایط علّی، شرایط زمینه‌ای، شرایط مداخله‌گر، راهبردها و پیامدها بهره‌ برده شد. نتیجة فرایند کدگذاری باز، شناسایی و استخراج ۶۸۰ کد/مفهوم اولیه بود. نتایج کدگذاری محوری، به سازمان‏دهی مفاهیم اولیه در شش بُعد اصلی مدل پارادایمی انجامید که در مجموع 166 مفهوم گسترده‌تر را پوشش می‌دهد. ابعاد این مدل عبارت‌اند از: پدیده (۲۹ مفهوم)؛ شرایط علی (۳۲ مفهوم)؛ شرایط زمینه‌ای (۳۰ مفهوم)؛ شرایط مداخله‌گر (۱۶ مفهوم)؛ راهبردها (۳۶ مفهوم) و پیامدها (۲۳ مفهوم). در گام سوم و نهایی کدگذاری، یعنی کدگذاری انتخابی، ۱۶۶ مفهوم محوری در ۲۰ دسته‌بندی وسیع‌تر و انتزاعی‌تر سازمان‏دهی شدند. سیاست‌گذاری حمایت دولت از صنعت نشر در ایران، همواره یک چالش بوده و تاکنون در پژوهش‌های دانشگاهی، به‌شکل جامع به آن توجه نشده است. پژوهش حاضر با نگاهی فراگیر، به‏دنبال توسعة مدل نظری این نوع سیاست‌گذاری است. پژوهش حاضر یک مدل جامع و بومی برای سیاست‌گذاری حمایت‌های دولتی از صنعت نشر ایران توسعه داد و آن را اعتبارسنجی کرد. این مدل، بینش‌هایی نظری فراهم می‌کند و می‌تواند به‌عنوان یک ابزار راهبردی برای سیاست‌گذاران، در تدوین و اجرای برنامه‌های حمایتی هدفمند و اثربخش مورد استفاده قرار گیرد.