ارزیابی مصرف آب بخش کشاورزی و تأثیر افزایش ضریب خودکفایی محصولات زراعی بر بیلان منفی آب کشور
نویسندگان
1 استاد و عضو هیئت علمی گروه مهندسی منابع آب، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
2 دکتری مهندسی منابع آب، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
3 دانشیار، مؤسسه تحقیقات فنی و مهندسی کشاورزی، سازمان تحقیقات آموزش و ترویج کشاورزی، البرز، ایران.
doi
چکیده
برآورد مصرف آب بخش کشاورزی براساس مبانی غیردقیق، موجب سیاستگذاریهای غیرواقعبینانه، بارگزاریهای بیشتر و تشدید بحران آب موجود کشور میشود. دراین راستا، استفاده از داده و اطلاعات وسیعتر- بخصوص بیلان منابع آب که کمتر مورد توجه بوده است- میتواند در تدقیق این برآورد مؤثر باشد. در این تحقیق، با توسعه چارچوبی که براساس گروهبندی محصولات کشاورزی و مفهوم «ردپای آب» است، این مهم دنبال شد. در چارچوب پیشنهادی، یک مدل بهینهسازی نیز درنظر گرفته شد که تبعات سیاستهای بالادستی در خصوص افزایش ضریب خودکفایی محصولات کشاورزی را بر بیلان آب کشور در بهینهترین شکل مدیریتی مورد بررسی قرار دهد. بر این اساس در دوره آماری مورد بررسی، مصرف بخش کشاورزی برای سال 1397 حدود 64 میلیارد مترمکعب برآورد شد که همراه با تراز 5/5- میلیارد مترمکعب است. همچنین، اهداف برنامه ششم توسعه درخصوص افزایش تولید سه گروه محصول دانههای روغنی، گیاهان قندی و ذرت دانهای که به ترتیب 3/2، 1/4 و 3/2 برابر تولید آن در سال 1397 بوده، در 3 سناریوی مدیریتی ارزیابی شد. نتایج نشان داد، با گسترش سطح کشت فعلی برای حصول این اهداف، تراز آب کشور تا 12/5- میلیارد مترمکعب افزایش خواهد یافت. با این پیش فرض و 30 درصد کاهش سبزیجات و میوههای جالیزی، تراز به 10/5- و در بهینهترین الگوی تولید محصولات در استانها به 8/5- میلیارد مترمکعب خواهد رسید. آنچه آمد، زیرساختی برای برآورد مصرف آب بخش کشاورزی، کاهش عدم قطعیتها و تبیین تبعات افزایش ضریب خودکفایی بر بیلان منابع آب بود، با این حال همچنان ارتقاء آن لازم به پیگیری است.