فلسفۀ زبان و زبانشناسی پیکرهای؛ بازیهای زبانی، پیروی از قاعده و پیکرهها
نویسندگان
1 استادیار، گروه پژوهشی اخلاق و حقوق اطلاعات، پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک)، تهران، ایران
2 استادیار، گروه پژوهشی زبانشناسی رایانشی، پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک)، تهران، ایران
doi
10.22034/aimj.2025.508403.1627چکیده
زبان در کاربرد و بافت زبانی، مفهومهای مهمی در فلسفۀ زبان و زبانشناسی پیکرهای هستند. در میان فیلسوفان، دیدگاه ویتگنشتاین در خصوص زبان در کاربرد با زبانشناسی پیکرهای شباهتهایی دارد. این دو رویکرد هر دو بر اهمیت مطالعۀ زبان در بافت زبانی تأکید میکنند و برخی دیدگاههای سنتی از زبان را به چالش میکشند. مقالۀ حاضر تلاش میکند تا این نکته را توضیح دهد که ایدۀ زبان در کاربرد و مطالعۀ زبان در بافت در فلسفۀ زبان، بهویژه دیدگاه ویتگنشتاین متأخر، با مطالعه پیکرهای زبان در زبانشناسی مدرن که بهجای تکیه بر شهود زبانی، از کلانداده در تحلیل زبانشناختی استفاده میکند، همسو است. پارادوکس پیروی از قواعد ویتگنشتاین متأخر، میتواند حتی مبنایی فلسفی برای گذار از زبانشناسی قاعدهبنیاد و پردازش زبان طبیعی قاعدهبنیاد به زبانشناسی پیکرهای و پردازش زبان طبیعی آماری باشد. فلسفۀ زبان و زبانشناسی پیکرهای، بهویژه در بافت بازیهای زبانی و پیروی از قواعد، زمینهای غنی برای پژوهشهای بینرشتهای ارائه میدهد. زبانشناسی پیکرهای ابزارهای تجربی را فراهم میکند که میتوانند نظریههای فلسفی را در استفاده زبانی به چالش بکشد. از سویی دیگر، بینشهای فلسفی میتوانند راهنماییهایی را برای تفسیر دادههای پیکرهای ارائه دهند. این همافزایی میتواند به درک عمیقتری از چگونگی عملکرد زبان بهعنوان یک فعالیت قاعدهبنیاد و یک پدیده اجتماعی پویا منجر شود. همچنین بحث خواهیم کرد، ایدۀ شباهت خانوادگی ویتگنشتاین میتواند چالشهایی را برای زبانشناسی پیکرهای، پردازش زبان طبیعی و مدلهای زبانی بزرگ ایجاد کند.