الگوی قابلیت‌های مدیریت دانش در میان شرکت‌های دانش‌بنیان نانو و بایوفناوری

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری علم اطلاعات و دانش شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم وتحقیقات، تهران، ایران

2 دانشیار، گروه علم اطلاعات و دانش‌شناسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

3 دانشیار، گروه علم اطلاعات و دانش‌شناسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
10.22034/aimj.2025.475956.1604
چکیده

پژوهش حاضر با هدف تدوین الگوی قابلیت‌های مدیریت دانش و شناسایی مؤلفه‌های کیفی و کمی مؤثر بر آن در شرکت‌های دانش‌بنیان نانو و بایوفناوری انجام شده است. پژوهش حاضر، از نوع تحقیقات اکتشافی با ماهیت کیفی بوده است. در این پژوهش با استفاده از نظریه داده‌بنیاد و انجام مصاحبه، مؤلفه‌های قابلیت‌های مدیریت دانش استخراج شد. جامعۀ پژوهش خبرگان، کارآفرینان و مدیران شرکت‌های دانش‌بنیان حوزۀ نانو و بایوفناوری بود که به‌روش نمونه‌گیری هدفمند و بر اساس اشباع نظری، در نهایت 12 نفر به‌عنوان نمونه در پژوهش شرکت کردند. بر اساس یافته‌های پژوهش، شرایط علّی قابلیت‌های مدیریت دانش مشتمل است بر مقوله‌های فرعی تکنولوژی، عوامل فردی و انسانی، عوامل فرهنگی، عوامل ساختاری و سازمانی، فرایندهای مدیریت دانش، عوامل محیطی و سنجش عملکرد. پیامدهای مدیریت دانش مشتمل است بر: پیامدهای دانشی، پیامدهای روانی، پیامدهای عملکردی، پیامدهای فرهنگی و پیامدهای ارتباطی. مقوله‌های شرایط زمینه‌ای مدیریت دانش عبارت‌اند از: زیرساخت ارتباطات و همکاری، برنامه‌ریزی، بستر منابع مادی و بستر مهارتی. شرایط مداخله‌گر مدیریت دانش مشتمل است بر: مشکلات نیروی انسانی، شرایط محیط سازمانی و شرایط اقتصادی. راهبردهای مدیریت دانش عبارت‌اند از: راهبردهای اقتصادی، راهبردهای آموزشی، راهبردهای فرهنگی، راهبردهای انسانی و راهبردهای ارتباطی. بر اساس نتایج دلفی فازی، تمامی مفاهیم مربوط به مدل پارادایمی قابلیت‌های مدیریت ‌دانش، دارای آستانه پذیرش بالای 7/0 بودند و مؤلفه‌های شناسایی شده برای مدل پارادایمی تأیید شدند؛ بنابراین فراهم کردن برخی عوامل و شرایط و از بین بردن موانع با استفاده از راهبردهای مناسب، می‌تواند در ارتقای قابلیت‌های مدیریت دانش مؤثر باشد و پیامدهای مثبتی را برای عملکرد سازمانی به همراه آورد.