رویکرد جغرافیایی به جرم‌شناسی پست‌مدرن و تبیین جنایی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه حقوق جزا و جرم‌شناسی، واحد آیت‌الله آملی، دانشگاه آزاد اسلامی، آمل، ایران

2 دانشیار گروه حقوق، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

3 دانشیار گروه حقوق، واحد قائم‌شهر، دانشگاه آزاد اسلامی، قائم‌شهر، ایران

doi
10.22034/jgeoq.2025.79907.1008
چکیده

یکی از نظریه‌های جرم‌شناسی انتقادی که از دهه ۱۹۹۰ میلادی متولد شد و تبیینی نظام‌مند از پست‌مدرنیسم را وارد ادبیات جرم‌شناسی کرد، جرم‌شناسی پست‌مدرن یا جرم‌شناسی التقاطی است. برخلاف گونه‌های شکاکانه پست‌مدرنیسم که به علوم انسانی و اجتماعی نفوذ کرده‌اند، جرم‌شناسی پست‌مدرن یک رویکرد مثبت ارائه می‌کند و به‌رغم پذیرش انتقادات پست‌مدرنیسم بر مدرنیسم و به‌ویژه تجربی‌گرایی تحققی (اثباتی)، به پوچ‌انگاری و ذهن‌گرایی باور ندارد. این نظریه خوانش‌های تک‌ساحتی از جرم که در جرم‌شناسی‌های پیش از خود وجود داشته است را نمی‌پذیرد و با ترکیب نظریه‌های مختلف از رشته‌های علمی گوناگون و استفاده از تمامی جریان‌های فکری که به دریای پست‌مدرنیسم می‌ریزند، در پی تحلیلی همه‌جانبه است. نگاه به جرم به‌عنوان یک واقعیت عینی در این نظریه جایی ندارد و جرم‌شناسان پست‌مدرن بر این باورند که به علت پیچیدگی روابط انسانی و اجتماعی، به نظریه‌های پیچیده علّت‌شناختی مانند نظریه آشوب نیز نیاز هست. در پست‌مدرنیسم، علت وقوع جرم خطی و قابل پیش‌بینی نیست، بلکه به‌شدت نسبت به شرایط اولیه حساس و غیرقابل پیش‌بینی دقیق است. بدین‌سان، به روش تحلیلی–توصیفی برآنیم تا به واکاوی و تحلیل ابعاد نظری و فکری جرم‌شناسی پست‌مدرن در مورد جرم – اعم از مفهوم‌شناسی جرم و علت‌شناسی جنایی – بپردازیم.