پردازش فلسفی- مفهومی حق به شهر از منظر مدیریت شهری

نویسندگان

1 دانشیار جغرافیای سیاسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

2 دکتری مدیریت بحران، پژوهشگاه شاخص ‏پژوه، اصفهان، ایران

3 دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

doi
10.22059/jhgr.2019.276853.1007869
چکیده

تحولات انجام‌‏‏گرفته در عرصه‏های مختلف زمینه‏ساز شکل‏دهی به مباحث جدید در عرصة مطالعه در حوزة شهرها به‏عنوان پدیده‏های فضایی- جغرافیایی است. این تحولات ناشی از بی‏عدالتی، تبعیض جنسیتی، فقر، و توزیع درآمد در روابط قدرت موجود در مناسبات شهری است که در حوزة مطالعات شهری، اجتماعی، و حقوقی می‏توان به آن پرداخت. بر این مبنا، می‏توان گفت وجود تبعیض و دسترسی ‏نداشتن به امکانات حق چگونه زیستن را در میان انسان‏ها به خطر می‏اندازد و باید پاره‏ای از امور فراهم باشد تا انسان‏ها بتوانند به یک زندگی مطلوب دست یابند. این حق در شهر را جمعی از متخصصان این حوزه «حق به شهر» نامیده‏اند که در آن شهروندان «حق آزادی، حق مشارکت و تملک، حق دسترسی به امکانات شهری، و...» را باید دارا باشند و برای رسیدن به آن می‏توانند فریاد یا درخواست کنند. پژوهش حاضر مبتنی بر روش تحلیل محتوا در پی پاسخ به این پرسش است که چگونه می‏توان مفهوم‏سازی درست از حق به شهر ارائه داد. فرضیة تحقیق این است: به‏نظر می‏رسد مفهوم‏سازی درستی از حق به شهر در کارهای مورد بررسی انجام نگرفته و فقط به توصیف آن از طریق بیان مثال‏ها بسنده شده است. نتیجه اینکه اگر ایدة حق به شهر از سوی مدیریت شهری تحقق یابد، شاهد آن خواهیم بود که شهرها در آینده‏ به فضاهایی پویا و پایدار تبدیل ‏شوند. بنابراین، حق به شهر عبارت است از شناخت منابع و امکانات موجود و توزیع عادلانة آن در فضای شهر؛ به‏‏طوری‏که مدیریت دموکراتیک شهری براساس شفافیت، مسئولیت‏پذیری، و پاسخ‏گویی زمینة مشارکت شهروندان را فراهم آورد تا شهروندان بتوانند آن‏گونه که شایسته است بر سرنوشت خود نقش داشته باشند و چگونه زیستن را خود طراحی و اجرا کنند؛ زیرا انسان دارای قدرت اختیار و خودآگاهی است و درحقیقت این خودآگاهی و اختیار تشکیل‏دهندة گوهر انسانی اوست.