تبیین مدل نظری نوروبیولوژیک طراحی بیوفیلیک در معماری برای حفظ انرژی در محیط زیست با روش تحلیل محتوا
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای معماری، واحد اهر، دانشگاه آزاد اسلامی، اهر، ایران.
2 استادیار گروه معماری و شهرسازی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 استادیار گروه معماری، واحد اهر، دانشگاه آزاد اسلامی، اهر، ایران
4 استادیار گروه معماری، واحد اهر، دانشگاه آزاد اسلامی، اهر، ایران
5 استادیار گروه معماری، واحد اسکو، دانشگاه آزاد اسلامی، اسکو، ایران.
doi
10.22059/ses.2024.373986.1059چکیده
یکی از عوارض مهم زندگی معاصر، کمرنگ شدن ارتباط با طبیعت و محیط زیست و بیگانگی نسبت به عناصر و فرایندهای طبیعت پیرامون و گونههای واجد حیات است که باعث هدر رفتن انرژی و از بین رفتن محیط زیست میشوند؛ در عین حال که مطابق با مبانی نظری مرتبط و تحقیقات متعدد معاصر، کششی فطری نسبت به طبیعت و مظاهر آن با عنوان طبیعتدوستی و طبیعتگرایی در انسانها وجود دارد. مفهوم «بیوفیلیا» در راستای دوستی با طبیعت و سیستمهای واجد حیات تعریف شده است که خود در مصرف و بهینهسازی انرژی مؤثر است. هدف اصلی پژوهش، تبیین مدل نظری نوروبیولوژیک طراحی بیوفیلی در معماری برای حفظ انرژی در محیط زیست با روش تحلیل محتوا است. روش تحقیق «تحلیل محتوا» است که با مطالعۀ نظری و مرور تمام مطالعات مرتبط با نوروبیولوژی و معماری بیوفیلی به بیان مؤلفههای تأثیرگذار عصبشناختی در طراحی بیوفیلی پرداخته و لذا در این پژوهش، رشتههای مورد جستوجو «معماری بیوفیلیک»، «نوروبیولوژی معماری» و «بیوفیلیک نوروبیولوژیک» در چهار پایگاه داده ازجمله: جستوجوی Scopus، جستوجوی ScienceDirect، جستوجوی Google Scholar و SAGE برای یافتن تطابق در منابع دادۀ الکترونیکی درج شده است. یافتههای پژوهش حاضر نشان میدهد بشر با تکیه بر پژوهشهای شناختی و عصبیشناختی (نوروبیولوژی) یک رابطۀ عاطفی با طبیعت و زیستبوم نشان میدهند این وابستگی و تمایل روانشناختی بشر دارای پارامترهای اصلی در طراحی نوروبوبیولوژیک معماری بیوفیلی مشتمل بر: تجربۀ محسوس طبیعت، تجربۀ نامحسوس طبیعت، تحریک موزون حسی، چشمانداز، نور و تهویۀ طبیعی، احساس پناهگاه و رازآلودگی است که میتواند به حفظ انرژی در محیط زیست کمک کند.