خیال در مثنوی
نویسندگان
1 هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی
doi
10.22054/ltr.2004.6264چکیده
خیال یکی از قوای باطنی انسان است که صورتهایی را که انسان از عالم خاج در باطن خود دارد، حفظ می کند، و در اصطلاح روانشناسی، هرگاه اشیا با حواس مواجه باشند، صورتی که از آنها در ذهن پیدا می شود، احساس یا ادراک حس خوانده می شود، هرگاه با حواس مواجه نباشند، صورت ذهنی آن ها خیال یا تصویر جزئی نام دارد. انواع خیال عبارته است از خیال منفصل و خیال متصل مولوی در مثنوی بیشتر به تشریح انواع تخیل می پردازد، تخیل تصور چیزی است بر برخی اوصاف آن، نه تمام آن اوصاف و روی همین اصل است که تخیلانه تحقق یپدا نمی کنند و تخیل با علم منافات دارد. انسان با قوه خیال و تخیل بخشی از نیازهای خود را در زندگی برآورده می کند، اما گر تخیل جانشین تغل شود و خیال بخواهد به جای عقل حکومت کند، انسان دچار گو اهی و پندارگرایی می شود. مولوی درمثنوی معنوی، با ذکر داستانهای گوناکون، شیوه هایی را که تخیل راهزن عقل می شود، نمایان می سازد.