مواضع و راهبردهای ترکیه در برابر تحولات سیاسی جنوب غرب آسیا با تأکید بر نقش گروههای سلفی تکفیری
نویسندگان
1 گروه اندیشه سیاسی و مسائل ایران، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران (نویسنده مسئول).
2 گروه علوم سیاسی – اندیشههای سیاسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 گروه علوم سیاسی – اندیشههای سیاسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.22034/jgeoq.2025.561577.4370چکیده
با توجه به اینکه پس از جنگ جهانی دوم، برای سیاست خارجی ترکیه، خاورمیانه در درجه دوم اهمیت بوده است، رویکرد ترکیه در قبال بحران سوریه و عراق را بایستی در چارچوب نوعثمانی گرایی حاکم بر سیاست خارجی این کشور مورد بررسی قرار داد. احمد داود اوغلو، استاد روابط بینالملل و معمار و طراح این سیاست، بر آن است که سیاست خارجی ترکیه نامتعادل بوده و تأکید بیش از حد به روابط با اروپا و آمریکا و نگاه به غرب، این کشور را از خاورمیانه و شمال آفریقا یعنی محدوده امپراتوری عثمانی دور کرده است. از نظر وی، ترکیه دارای شاخصهای هویتی متکثر است و باید سیاستهای خود را بر اساس این هویت متنوع تنظیم کند. بر این اساس، ترکیه باید با خاورمیانه، قفقاز، اروپا و بالکان تعامل سازنده داشته باشد، زیرا جهت گیری به یک سمت، نوعی عدم توازن در سیاست خارجی ترکیه به وجود میآورد.(امیدی و رضایی،1390: 240-239) از این جهت چون ترکیه به همه این مناطق تعلق دارد، پس میتواند عهده دار نقش رهبری در این مناطق باشد یا به عبارتی، به «قدرت مرکزی» این مناطق تبدیل شود و از نظر بینالمللی اهمیت استراتژیک کسب کند.( نیاکویی و بهمنش،1391: 124) به این ترتیب، اوغلو خواستار برقراری تعادل در ارتباط ترکیه با شرق و غرب است.