اعتبارسنجی حملِ خلاف ظاهر در احادیث جواز اِمتثال مُکرّر

نویسندگان

1 استاد درس خارج فقه و اصول، حوزه علمیه قم، ایران.

2 مدرس سطح عالی فقه و اصول، حوزه علمیه قم.

3 استادیار گروه فقه و حقوق، دانشکدگان فارابی، دانشگاه تهران.

doi
10.30479/mfh.2025.22229.2483
چکیده

مسئله امکان یا استحاله عقلی امتثال پس از امتثال- به‌معنای تکرار امتثال یک تکلیف شرعی پس از انجام آن، با قصدی همانند امتثال پیشین- از مسائل چالش‌برانگیز در دانش فقه و اصول فقه به‌شمار می‌رود. دیدگاه مشهور اصولیان و فقیهان امامیه، با استناد به دلایلی همچون حصول غرض در امتثالِ نخست، تحصیلِ حاصل، تناقض و خُلف، و سقوط امر پس از امتثال اول، بر استحاله عقلی و نیز عدم جواز شرعی چنین تکراری استوار است. با این حال، در منابع روایی شیعه، شماری از روایات معتبر از اهل بیت (ع) به‌روشنی بر جواز شرعی امتثال مکرّر دلالت دارند. با وجود این، انگاره استحاله عقلی موجب شده است که بیشتر فقیهان، برای سازگار کردن این روایات با مبنای یادشده، به تأویل و حمل آن‌ها بر خلاف ظاهرشان روی آورند؛ و در نتیجه، به نفی جواز تکرار امتثال، فتوا دهند. پژوهش حاضر با روش توصیفی‌ ـ تحلیلی، به بازخوانی ظهور روایات دالّ بر جواز تکرار امتثال و ارزیابی صحّتِ تأویل و حملِ آن‌ها بر خلاف ظاهرشان، در پرتو بازاندیشی انتقادی در نظریه استحاله عقلی امتثال پس از امتثال می‌پردازد. تحلیل‌ها و یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که از منظر نظری، تعلّق اوامر شرعی به طبیعتِ کلّی مأمورٌ‌به، در صورتی که شارع به سقوطِ امر تصریح نکرده باشد، موجب بقای غرض نوعی و استمرار صلاحیت امر برای امتثال مکرّر خواهد بود. از منظر فقه‌الحدیثی نیز، ظهور روایات یادشده در جواز امتثال مکرّر، گویای وقوع و جواز چنین امتثالی در شریعت و مؤیّد امکان عقلی آن است.