بررسی مبانی اصولی فقه الحدیثی سیّد مرتضی در کتاب الأمالی

نویسندگان

1 دانشیار گروه علوم قرآن و فقه، دانشگاه شیراز، ایران.

2 دانشجوی کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث، دانشگاه شیراز، ایران.

3 استاد‌یار گروه علوم قرآن و فقه، دانشگاه شیراز، ایران.

doi
10.30479/mfh.2025.21681.2454
چکیده

سیّدمرتضی، معروف به «علم‌الهدی»، یکی از برجسته‌ترین فقیهان و متکلمان شیعه در قرن پنجم هجری است که آوازه و شهرت او در سراسر عالم، از شرق تا غرب، طنین‌انداز است. کتاب الامالی یکی از آثار مهم و شاخص وی به شمار می‌آید که مشتمل بر هشتاد مجلس است و غالباً در چهار محور اصلی شامل تفسیر، حدیث، ادبیات و شعر و در مواردی نیز دربردارنده مسائل کلامی و اصولی است. سیّد در این اثر، در برخی موارد، به تبیین مبانی اصولی خود پرداخته است؛ مبانی‌ای که نقش مهمی در تحلیل و فهم اخبار آحاد ایفا می‌کنند. هدف این تحقیق، شناخت دقیق‌تر مبانی اصولی سیّد مرتضی در فهم و تأویل اخبار موجود در الامالی است. این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و با تکیه بر محتوای کتاب الامالی، نشان می‌دهد که سیّد در مواجهه با روایات، به مبانی اصولی خاصی پایبند بوده است؛ از جمله: مردود دانستن قرآن‌بسندگی در استنباط احکام شرعی، پذیرش حجیت اجماع امامیه، اعتقاد به عدم انحصار برخی روایات در معنایی معیّن و التزام به حجیت اصاله‌الحقیقه. در مجموع می‌توان گفت مبانی اصولیِ فقه‌الحدیثی مورد بحث در الامالی، عمدتاً در یکی از چهار محور ذیل جای می‌گیرند: یا روایات مشتمل بر واژگان خاص و دشوار هستند؛ یا در معنای آن‌ها ابهام و اشکال وجود دارد؛ یا با مبانی فکری و اصولی سیّد ناسازگارند؛ و یا با آیات قرآن و روایات دیگر تعارض دارند. سیّد مرتضی در این کتاب، تلاش کرده است تا این تعارض‌ها و ابهام‌ها را با تأویلاتی متناسب با مبانی اصولی خود برطرف سازد.