ساختار زبانی و گفتمان قدرت در نامه ۲۸ نهجالبلاغه: مطالعهای در مشروعیت سیاسی صدر اسلام
نویسندگان
1 استادیار دانشکده حقوق و الهیات، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران.
2 استادیار دانشکده حقوق و الهیات، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران
doi
10.30479/mfh.2025.22094.2479چکیده
این پژوهش به تحلیل گفتمانی و سبکشناختی نامه ۲۸ نهجالبلاغه، خطاب به معاویه بن ابیسفیان، میپردازد و چگونگی استفاده از ساختار زبانی برای خلق گفتمان قدرت و مشروعیتسازی در بستر صدر اسلام را بررسی میکند. این پژوهش از تلفیق چارچوبهای سبکشناسی غربی (لچ و شورت، بردفورد) و گفتمان انتقادی (فوکو، فرکلاف) و تطبیق آنها با نظریههای بلاغت اسلامی بهره میگیرد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که امام علی (ع) از ابزارهای زبانی مانند واژگان دوگانه، آرایههای بلاغی (تشبیه، استعاره، تضاد)، ایجاز و اطناب و لحن چندگانه برای تثبیت اقتدار سیاسی و اخلاقی خود و تضعیف جایگاه معاویه استفاده کرده است. ارجاعات قرآنی و تأکید بر فضائل اهل بیت، مشروعیت دینی امام را تقویت کرده، در حالی که نقد معاویه به عنوان «طلقاء» اعتبار او را به چالش کشیده است. تحلیل زمینه تاریخی منازعات خلافتی نشان میدهد که این نامه بهعنوان میدان نبرد زبانی، هژمونی گفتمانی امام را تثبیت کرده است، همچنین، یافتهها بر اهمیت زبان در شکلدهی روابط قدرت و مشروعیت در صدر اسلام تأکید دارند.