سیطره نظریه «علم آوری مصنفات روایی امامیه» در سده های نخستین و پیامدهای آن

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث، دانشگاه ولیعصر (عج) رفسنجان، رفسنجان، کرمان، ایران.

doi
10.30479/mfh.2026.19437.2419
چکیده

عصر حضور و غیبت صغری، دوره سیطره مکتب محدثان است که مرکزیت این مکتب در عصر حضور در شهر کوفه و مدینه و در عصر غیبت صغری در قم و ری بوده است. این عصر را باید عصر علم‌آوری مصنفات روایی دانست؛ چراکه عالمان این عصر روایات مصنفات امامیه را به دلیل تواتر و یا محفوف به قرائن علم‌آور بودن حجت می‌دانستند و یا این‌که اگرچه آنان را اخبار آحاد می‌دانستند، خبر واحد را به دلیل علم‌آوری حجت می‌دانستند. البته در این بین، این پیروان نظریه عدم حجیت اخبار آحاد بودند که مستدل و سازمان‌یافته‌تر از مخالفان خود عمل می‌کردند و این حاکی از تفوّق نظریه عدم حجیت اخبار آحاد بر نظریه رقیب آن است تا این‌که با ظهور علامه حلی، وی ادله متعددی را دال بر حجیت اخبار آحاد و ظنی بودن آن اقامه می‌کند و نظریه رقیب را به چالش می‌کشد که تا عصر اخیر نیز تداوم دارد. نظریه علم‌آوری مصنفات روایی (نص‌گرایی) در کنار ظاهرگرایی (عقل‌گریزی) پیروان مکتب محدثان موجب شد تا این طیف به نظریه تحریف و نیز برخی عقائد فاسد کلامی گرایش پیدا کنند و این‌گونه ضعف الگوی کلان فکری آنان در مواجهه با سنت آشکارتر شد و در نهایت با تلاش‌های علمی شیخ مفید و سیدمرتضی، به حاشیه رانده شد.