دو روی سکه هوش مصنوعی: تحلیل چندکی نابرابری درآمد در اقتصادهای پیشرو
نویسندگان
1 دانشیار گروه اقتصاد دانشگاه آیت اله بروجردی، عضو گروه پژوهشی علوم داده زاگرس، بروجرد، لرستان، ایران
2 دانشیار گروه اقتصاد دانشگاه آیت اله بروجردی، عضو گروه پژوهشی علوم داده زاگرس، بروجرد، لرستان، ایران
3 دانشیار گروه اقتصاد دانشگاه آیت اله بروجردی، عضو گروه پژوهشی علوم داده زاگرس، بروجرد، لرستان، ایران
doi
10.22054/joer.2025.86917.1282چکیده
هوش مصنوعی در سالهای اخیر به یکی از مهمترین پیشرانهای تغییرات اقتصادی و اجتماعی در جهان تبدیل شده است، اما نگرانیهایی نیز درباره پیامدهای اجتماعی و اقتصادی این فناوری -به ویژه در حوزه توزیع درآمد و نابرابری- مطرح شده است؛ به طوری که ممکن است نقش دوگانهای ایفا کند؛ از یک سو، استفاده از هوش مصنوعی میتواند منجر به افزایش بهرهوری و خلق فرصتهای شغلی جدید شود و از سوی دیگر، ممکن است این فناوری به دلیل ماهیت سرمایهبر و نیاز به مهارتهای خاص، درآمدهای حاصل از آن را به گروههای خاصی محدود کرده و موجب تشدید نابرابری شود. هدف از این پژوهش، بررسی اثر سرمایهگذاری در هوش مصنوعی بر نابرابری درآمدی در کشورهای پیشرو در این حوزه است. این پژوهش با استفاده از تحلیل پانل کوانتایل، سرمایهگذاری هوش مصنوعی طی سالهای 2017 تا 2023 را برای 20 کشور پیشرو بررسی کرده است. نتایج نشان داد اثر این سرمایهگذاری ناهمگن و مرحلهای است؛ به طوری که در مراحل اولیه نفوذ فناوری، گروههای پردرآمد سود بیشتری میبرند و نابرابری افزایش مییابد، اما با گسترش استفاده از هوش مصنوعی در بنگاههای کوچکتر و بخش خدمات، این روند معکوس شده و نابرابری کاهش مییابد. نتایج نشان میدهد برای بهرهگیری از ظرفیتهای هوش مصنوعی در جهت کاهش نابرابری، سیاستهای مکملی همچون مهارتاموزی گسترده، توسعه بهداشت عمومی، حمایت از بنگاههای کوچک و تنظیم شفاف مالکیت دادهها و رقابت در بازار نیاز است تا فناوری به رشد فراگیر و پایدار منجر شود.