مقایسه کاربرد روشهای تابع تولید مرزی تصادفی و تحلیل فراگیر دادهها در تحلیل کارایی واحدهای تولید رب گوجهفرنگی
نویسندگان
1
doi
10.30490/aead.2012.58746چکیده
برای تعیین کارایی واحدهای تولیدی روشهای مختلفی وجود دارد که هر یک از آنها دارای مزایا و معایبی است و لذا مشخص کردن برترین روش می تواند راهکار مناسب در تعیین کارایی تولید برای مدیران باشد. تمرکز اصلی مطالعه حاضر بر مقایسه امکان کاربرد استفاده از دو روش توابع تولید مرزی تصادفی ( SFP ) و تحلیل فراگیر دادهها ( DEA ) در تعیین کارایی صنایع تولید رب گوجهفرنگی در سال 1387 است. به این منظور استان فارس به عنوان منطقه مورد مطالعه انتخاب شد و تحلیل کارایی مراکز فراوری رب گوجهفرنگی این استان، صورت پذیرفت. نتایج استفاده از روش تابع تولید مرزی نشان داد که آثار ناکارایی فنـی دارای تـوزیـع تصادفـی نیست و کارایی فنی تخمیـنناپذیر است. این در حالی است که با استفاده از روش تحلیل فراگیر دادهها مشخص شد که کاهش 42/61 درصدی سرمایه، 05/36 درصدی نیروی کار، 73/42 درصدی سطح زیربنا و 71/57 درصدی زمین در کل استان نه تنها سطح تولید رب گوجهفرنگی را نمیکاهد، بلکه تولید هدف این محصول را 66/1 درصد میافزاید. بر این اساس روش تحلیل فراگیر دادهها به عنوان روشی مناسب در تحلیل کارایی صنایع تولید رب گوجهفرنگی تشخیص داده شد که علاوه بر فائق آمدن بر مشکلات براورد کارایی از طریق روش توابع تولید مرزی تصادفی، توانایی تجزیه کارایی به اجزای کارایی فنی، مدیریتی و مقیاس را نیز دارد و استنباطهای مناسبی برای تحلیل سیاستگذاری فراهم میکند و لذا کاربرد این روش در مطالعه حاضر، پیشنهاد حمایتهای ویژه اعتباری، یارانهای و قیمتی از تولیدکنندگان رب گوجهفرنگی درخصوص تغییرات فناوری و استفاده از ظرفیت کامل خود برای افزایش کارایی را به همراه داشت. طبقهبندی JEl : Q12