بررسی اثر عوامل اقلیمی و زمینی جهت تعیین مناطق مستعد فرسایش بادی در حوزه‌های آبخیز درجه دو ایران (مطالعه موردی - حوزه‌های آبخیز سفیدرود - دریاچه نمک و کویر درانجیر -ساغند)

نویسندگان

1 گروه احیای مناطق خشک و کوهستانی، دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران، کرج، ایران

2 گروه احیای مناطق خشک و کوهستانی، دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران، کرج، ایران

3 گروه احیای مناطق خشک و کوهستانی، دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران، کرج، ایران

4 گروه احیای مناطق خشک و کوهستانی، دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران، کرج، ایران

5 گروه پژوهشی ارزیابی و مخاطرات محیط زیست،‌ ژوهشکده محیط زیست و توسعه پایدار، سازمان حفاظت محیط زیست

doi
10.22059/jrwm.2024.375892.1761
چکیده

مدل‌سازی فرسایش خاک در توسعه و اجرای سیاست‌های مدیریت و حفاظت خاک اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. برای درک بهتر توزیع جغرافیایی فرسایش خاک، مدل‌های مبتنی بر فضایی فرسایش خاک موردنیاز است. فرسایش بادی از جمله مهم‌ترین جنبه‌های تخریب سرزمین و بیابان‌زایی به‌خصوص در مناطق خشک و نیمه‌خشک محسوب می‌شود که اثرات منفی اقتصادی، اجتماعی و محیط‌زیستی ایجاد می‌نماید. جهت کنترل و کاهش اثرات سوء این پدیده همواره اولین گام، تعیین مناطق حساس به فرسایش بادی است. هدف از این پژوهش مشخص‌کردن مناطق مستعد فرسایش بادی با استفاده از مدل ILSWE در حوزه‌های آبریز درجه‌دوکویر درانجیر-ساغند، دریاچه نمک و سفیدرود با استفاده از عوامل اقلیمی و زمینی می‌باشد. این مدل با ترکیب پنج شاخص فرسایندگی اقلیم، فرسایش‌پذیری خاک، سله خاک سطحی، پوشش گیاهی و زبری سطح محاسبه‌شده است. نتایج مدل نشان داد که عامل فرسایندگی اقلیمی شامل بارش، تبخیر و تعرق و باد در این حوزه‌ها متفاوت بوده و بیشترین اهمیت را در پیدایش مناطق حساس به فرسایش بادی داشته است. به عبارتی در حوزه‌ای که میزان بارش افزایش داشته و میزان تبخیر و تعرق و سرعت باد کاهش یابد، درصد مناطق حساس به فرسایش بادی، کاهش، ‌یابد. البته لازم به ذکر است که سایر عوامل مدل، شامل اختلاف پوشش گیاهی، ویژگی‌های خاک، وضعیت توپوگرافی و وسعت اراضی بایر، شوره‌زار، تپه‌های ماسه‌ای، مراتع کم‌تراکم و اراضی کشاورزی دیم در سه حوزه مذکور نیز به نتایج این مدل کمک کرده است. به‌طورکلی نتایج این مطالعه بینش جدیدی در مورد تعیین مناطق حساس به فرسایش بادی در اقالیم مختلف ارائه می‌کند که می‌تواند برای اولویت‌بندی مناطقی که تحقیقات بیشتری در آن‌ها موردنیاز است و اقدامات اصلاحی باید اجرا شود، استفاده گردد.