تحلیل انتقادی جایگاه «تعبّد» در فرایند سنجش اعتبار اخبار در اندیشه ی «تبیین فهرستی» و منتقدان آن

نویسندگان

1 دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات، دانشگاه قم.

2 دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات دانشگاه الزهرا (س).

3 استاد گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات دانشگاه الزهرا(س).

doi
10.30479/mfh.2023.18074.2193
چکیده

درباره‌ی حجیّت خبر واحد، سه دیدگاه همواره مطرح بوده است؛ عدم حجیّت، حجیّت عقلائی و حجیّت تعبّدی که در آن، نه تطابق با واقع؛ بلکه صرفاً احراز معذّریت و منجزیّت، مورد توجه است، نظریه‌پردازان «تبیین فهرستی» و نیز منتقدان ایشان، هر دو بر این باورند که در مباحث مربوط به حجیّت خبر واحد، ضرورتاً باید از مسئله‌ی تعبّد، صرف نظر کرد. با این تفاوت که «تبیین فهرستی»، تعبّد را در تقابل با واقع‌گرایی و به‌کارگیری آن در فرایند اعتبارسنجی را موجب تحیّر در فضای حدیث‌پژوهی می‌داند؛ در حالی که منتقدان، اساساً منکر تأثیر مسئله‌ی تعبّد بر فرایند اعتبارسنجی اخبار هستند و موضوعیت آن را صرفاً در مسئله‌ی اصل رجوع به اخبار پذیرفته‌اند. نوشتار حاضر، از گذر مطالعه‌ی زوایای این دو دیدگاه، نشان می‌دهد در فرایند حدیث‌پژوهی، سخن از گذار از تعبّد، به سادگی ممکن نیست؛ زیرا رابطه‌ی میان تعبّد و واقع‌گرایی، رابطه‌ی تلازم است؛ به‌گونه‌ای که با حذف تعبّد از تمامی عرصه‌های حدیث‌پژوهی، دیگر امکان اثبات حجیّت شرعی کلام معصوم (ع) وجود ندارد. اشکال بنیادین دیگر این‌که «تبیین فهرستی» اعتبارسنجی واقع‌گرا را در بعد روشی به معنای تغییر کاربری داده‌های حدیث‌پژوهی از اصولی به تاریخی و به تبع آن، تغییر فرایند اعتبارسنجی از «راوی‌محوری» به «کتاب‌محوری» می‌داند؛ درحالی که اصرار به این تغییر کاربری، نه تنها ناشی از عدم درک صحیح جایگاه تعبّد است؛ بلکه بر مبنای پر اشکال مصونیت مکتوب نسبت به شفاهی استوار است و در بعد روشی نیز مسئله‌ی تفاوت موضوعی روایات را نادیده گرفته است.