بررسی و تبیین چگونگی باز تنظیم و کدگذاری دانش عینی مدیران و کارکنان شرکت‌های تولیدی منطقه آزاد اروند بر اساس روش نظریه داده بنیاد

نویسندگان

1 دانشیار گروه مدیریت آموزشی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز ، ایران.

2 دانشجوی دکتری مدیریت آموزشی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران.

3 استاد گروه مدیریت آموزشی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران. و گروه مدیریت آموزشی، دانشگاه شهید چمران، اهواز، ایران.

doi
10.22034/aimj.2019.96059
چکیده

هدف از این پژوهش شناسایی و تبیین چگونگی باز تنظیم و کدگذاری دانش عینی کارکنان و مدیران شرکت‌های تولیدی منطقه آزاد اروند با استفاده از نظریه داده بنیاد است. نظریه داده بنیاد یک شیوه پژوهش کیفی است که به‌وسیله‌ی آن با استفاده از یک دسته داده‌ها، نظریه‌ای تکوین می‌یابد. برای جمع‌آوری داده‌ها با 25 نفر از مدیران و کارکنان شرکت‌های موجود در منطقه آزاد اروند مصاحبه‌های عمیقی صورت گرفت. معیار اصلی برای تعیین حجم نمونه، نیل به نقطه اشباع نظری بود. تمامی افراد حجم نمونه موردمطالعه با رویکرد هدفمند انتخاب شدند. کدگذاری و تحلیل داده‌ها طی سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی به انجام رسید و درنهایت راهبردهای عملیاتی در باز تنظیم و کدگذاری دانش عینی شامل: اکتشاف دانش، داده‌کاوی، متن‌کاوی، وب کاوی و نردبان سازی است. درنتیجه، مدل پارادایمی چگونگی باز تنظیم و کدگذاری دانش عینی شرکت‌های تولیدی منطقه آزاد اروند شکل گرفت. عامل مهمی که می‌تواند در باز تنظیم و کدگذاری دانش تأثیرگذار باشد، مشارکت است. مستندسازی دانش تنها به توانایی فرد بستگی ندارد بلکه به تمایل شخص برای مستند نمودن دانش بستگی دارد.