تبیین رهیافت های منطقه گرایی جمهوری اسلامی ایران با تاکید بر قفقاز و آسیای مرکزی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی، دانشکدة جغرافیا، دانشگاه تهران

2 استاد گروه جغرافیای سیاسی، دانشکدة جغرافیا، دانشگاه تهران

3 استادیار گروه جغرافیای سیاسی، دانشکدة جغرافیا، دانشگاه تهران

doi
10.22059/jhgr.2020.294288.1008049
چکیده

یکی از ضروریات دست‏یابی به سیاست خارجی کارآمد و مبتنی بر منافع ملی، منطقه‏گرایی است. در کدهای ژئوپلیتیکی قدرت‏های طراز اول منطقه‏گرایی یک استراتژی فعال و بستری برای تعامل فزاینده با نظام جهانی تعریف شده است. تاریخ سیاست خارجی ایران نشان می‏دهد منطقه‏گرایی و الگوهای آن در دستور کار طراحان و تصمیم‏سازان دستگاه‏های سیاسی ایران از پیش تا پس از اسلام قرار نگرفته است؛ به‏طوری‏که از نظر تاریخی منطقه‏گرایی به‏عنوان یک رهیافت و خط‏مشی در دولت‏های مختلف حاکم بر ایران نادیده انگاشته شده است. غفلت از به‏کارگیری رویکردها و خط‏مشی‏های جغرافیایی تا حدی است که حتی دولت‏های هخامنشی و ساسانی نیز نیازی به تعامل و منطقه‏گرایی با کشورهای تابعة خود احساس نمی‏کردند. با وجود این، جمهوری اسلامی ایران برای نیل به اهداف و منافع ژئوپلیتیکی خود ناچار از تدوین و به‏کارگیری اصول و رهیافت‏های منطقه‏گرایی است. در وضعیت فعلی، اصرار و پایبندی جمهوری اسلامی ایران به رویکرد صرف ایدئولوژیک در روابط خارجی خود تا حدی موجب غفلت از واقعیت‏های پیرامونی و از دست رفتن ظرفیت‏های جغرافیایی و ژئوپلیتیکی خود شده است. در پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با مبنا قراردادن رهیافت هم‏تکمیلی به تبیین اصول و رهیافت‏هایی به‏منظور فعال‏ کردن رویکرد منطقه‏گرایی در ساختار سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قفقاز و آسیای مرکزی پرداخته شده است. نتایج نشان می‏دهد از میان رهیافت‏های منطقه‏گرایی سه رهیافت هم‏تکمیلی فرهنگی، هم‏تکمیلی تمدنی و هم‏تکمیلی ژئواکونومیک از جمله مهم‏ترین رهیافت‏های منطقه‏گرایی جمهوری اسلامی ایران در قفقاز و آسیای مرکزی محسوب می‏شوند.