رابطه بین اضطراب و افسردگی با میانجیگری تفکر ارجاعی وکمالگرایی به روش معادلات ساختاری
نویسندگان
1 کارشناس ارشد روانشناسی عمومی، گروه روانشناسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران
2 استادیار گروه روانشناسی عمومی، واحد آستارا، دانشگاه آزاد اسلامی، آستارا، ایران
3 استادیار گروه روانشناسی عمومی، قزوین، دانشگاه بینالمللی امام خمینی، قزوین، ایران
doi
10.22038/jfmh.2016.7977چکیده
مقدمه: در پژوهش حاضر رابطه بین اضطراب و افسردگی با میانجیگری تفکر ارجاعی و کمالگرایی مورد بررسی قرار گرفت.روشکار: در این مطالعه، 24۰ نفر از دانشآموزان دختر دبیرستانهای متوسطه دوم به روش نمونهگیری چندمرحلهای انتخاب شدند و با تکمیل پرسشنامه افسردگی بک (۱۹۹۶) و پرسشنامه اضطراب اسپیتزر و همکاران (2006) و پرسشنامه تفکرارجاعیاهرینگ و همکاران (۲۰۱۰) مقیاس کمالگرایی چند بعدی فلت و هویت (1991) در این پژوهش شرکت کردند. دادههای گردآوری شده با استفاده از روش مدلیابی معادلات ساختاری تحلیل شد.یافتهها: نتایج تحلیل نشان داد که رابطه مستقیم اضطراب و افسردگی غیر معنیدار است. در مقابل، رابطه غیر مستقیم آنها با میانجیگری تفکر ارجاعی و ابعاد کمالگرایی در سطح 01/0 معنیدار بود. همچنین اثر تفکر ارجاعی بر افسردگی در سطح 01/0 معنیدار بود. از بین ابعاد کمالگرایی، کمالگرایی جامعهمدار و کمالگرایی دیگرمدار به صورت مثبت و در سطح معنیدار 01/0 و کمالگرایی خودمدار به صورت منفی در سطح معنیدار 01/0 بر افسردگی، اثر دارد.نتیجهگیری: یافتهها نشاندادند کمالگرایی دیگرمدار و جامعهمدار و تفکر ارجاعی رابطه بین اضطراب و افسرگی را میانجیگری میکند و در مجموع از طریق کنترل تفکر ارجاعی و اصلاح ابعاد ناسالم کمالگرایی به ابعاد سالم و کارآمد از تبدیل اختلال اضطراب به اختلال افسردگی میتوان جلوگیری کرد.