دیدگاه جهانی در مورد تشخیص و درمان سندرم تخمدان پلیکیستیک: یک مطالعه مروری روایتی از دستورالعملهای بالینی مختلف
نویسندگان
1 کارشناس ارشد مامایی، پژوهشگاه رویان، پژوهشکده زیستشناسی و علوم پزشکی تولید مثل جهاد دانشگاهی، مرکز تحقیقات پزشکی تولید مثل، گروه اندوکرینولوژی و ناباروری زنان، تهران، ایران.
2 استادیار زیستشناسی، دانشکده علوم پایه، دانشگاه شاهد، تهران، ایران.
3 استادیار غدد درونریز و متابولیسم، پژوهشگاه رویان، پژوهشکده زیستشناسی و علوم پزشکی تولید مثل جهاد دانشگاهی، مرکز تحقیقات پزشکی تولید مثل، گروه آندرولوژی، تهران، ایران.
4 دانشیار گروه آناتومی، پژوهشگاه رویان، پژوهشکده زیستشناسی و علوم پزشکی تولید مثل جهاد دانشگاهی، مرکز تحقیقات پزشکی تولید مثل، گروه جنینشناسی، تهران، ایران.
5 استادیار گروه زنان و زایمان، فلوشیپ نازایی، پژوهشگاه رویان، پژوهشکده زیستشناسی و علوم پزشکی تولید مثل جهاد دانشگاهی، مرکز تحقیقات پزشکی تولیدمثل، گروه تصویربرداری تولید مثل، تهران، ایران.
6 دکترای علوم مدیریت، پژوهشگاه رویان، پژوهشکده زیستشناسی و علوم پزشکی تولید مثل جهاد دانشگاهی، مرکز تحقیقات پزشکی تولید مثل، گروه تصویربرداری تولید مثل تهران، تهران، ایران.
7 دکتری تخصصی مهندسی بافت، گروه پژوهشی لیزر پزشکی، مرکز تحقیقات لیزر در پزشکی، پژوهشکده یارا، جهاد دانشگاهی واحد علوم پزشکی تهران، تهران، ایران.
doi
10.22038/ijogi.2025.85489.6336چکیده
مقدمه: سندرم تخمدان پلیکیستیک (PCOS) یکی از شایعترین اختلالات غدد درونریز در زنان است که تشخیص و مدیریت آن در کشورها و جمعیتهای مختلف با تفاوتهایی همراه است. هدف این مطالعه، مرور روایی دستورالعملهای کلیدی ارائه شده توسط جوامع علمی معتبر از جمله آمریکا، اروپا، استرالیا و چین است. روشکار: در این مطالعه مروری، جستجوی سیستماتیک در پایگاههای داده PubMed، Science Direct، Scopus و موتور جستجوی Google Scholar انجام شد. پس از بررسی منابع، چندین گایدلاین بالینی معتبر برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. کیفیت این دستورالعملها با استفاده از ابزارهای معتبر ارزیابی و دادهها بهصورت توصیفی تحلیل گردید. یافتهها: با وجود اشتراکات در بسیاری از توصیهها، تفاوتهای قابل توجهی در آستانههای تشخیصی پارامترهای بالینی و بیوشیمیایی و نیز درمانهای خط اول مشاهده شد. این تفاوتها اغلب ناشی از شرایط جمعیتی، فرهنگی و ساختار نظامهای سلامت در هر کشور هستند. نتیجه گیری: با توجه به تفاوتهای شناسایی شده در دستورالعملهای بینالمللی، یافتههای این مطالعه ضرورت تدوین دستورالعملهای بومی متناسب با نیازهای جمعیت ایرانی را برجسته میسازد. تشکیل کارگروههای تخصصی با بهرهگیری از دستورالعملهای بینالمللی و توجه به شرایط محلی، میتواند کیفیت مراقبت از بیماران، بهویژه نوجوانان را ارتقاء داده و از عوارض بلندمدت مرتبط با PCOSپیشگیری کند. بازنگری منظم و آموزشهای مستمر نیز در بهبود اثربخشی خدمات درمانی نقش کلیدی دارند.