فرآیند انتقال الگوی فکری امامیه از اجتهاد به اخباری گری در قرن یازدهم
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه ولیعصر (عج) رفسنجان، کرمان.
doi
10.30479/mfh.2022.2831چکیده
سختگیریهای حلقه فکری محقق اردبیلی در پذیرش روایات منجبر به آشکارشدن نقاط ضعف این الگوی اعتبارسنجی روایات شد و در نتیجه انتقاداتی نسبت به الگوی پذیرش روایات در مکتب حله شکل گرفت و این امر زمینه را برای بحران علمی و ارائه الگوهای جدید فکری در مواجهه با سنت فراهم کرد. در این میان برخی همچون ملاعبدالله شوشتری و میرزا محمد استرآبادی بازگشت به سیره متقدمان را پیشنهاد دادند، البته اولی رویکرد متکلمان متقدم (شیخ مفید و سیدمرتضی) را پذیرفت و دیگری رویکرد محدثان متقدم (کلینی و صدوق) را. طیفی دیگر نیز که در رأس آنها شیخ بهایی و میرداماد حضور داشتند، با تعلق خاطر به مکتب حله، به جای تغییر در مبانی بنیادین خود، سعی کردند تا در درون مکتب حلّه اصلاحاتی را ایجاد کند و توسعهای را در پذیرش روایات قائل شوند. در اواسط سده یازدهم نیز گروهی از مجتهدان از جمله محمدبنحسن بن زینالدین، فاضل تونی و محقق سبزواری بعد از نگارش «الفوائد المدنیه»، متأثر از این اثر، اجتهادی اخبارگرا را پیشه کردند. اما از میان تمامی این الگوهای ارائه شده در مواجهه با سنت، الگوی میرزامحمد استرآبادی توسط شاگردش محمدامین استرآبادی در قالب «الفوائد المدنیه» تئوریزه شد و توانست در میان جامعه علمی امامیه مقبولیتی عام پیدا کند و اخباریگری به مدت دو قرن بر حیات فکری امامیه مسلط شود.