اثرپذیری کلینی از پیشینیان در تدوین و تبویب اصول الکافی (مورد پژوهی؛ کتاب «عقل و جهل»، «ایمان و کفر» و «حجت»)
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه کاشان
2 دانشجوی دکتری رشته علوم قرآن و حدیث دانشگاه کاشان.
3 کارشناس ارشد رشته تاریخ تشیع دانشگاه پیام نور کاشان
doi
10.30479/mfh.2022.2581چکیده
در این پژوهش، کوشش شده تا با بررسی ساختار و چارچوب حاکم بر «اصول الکافی»، اثرگذاری پیشینیان بر کلینی در تبویب و تدوین این کتاب، واکاوی شود. با همین هدف و با روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی ساختار حاکم بر چینش روایات و نظریه «اقتباس» یا «ابتکار» کلینی در تدوین اصول کافی، پرداخته شده است. نگارنده در این پژوهش، تلاش میکند تا نشان دهد که روش موضوعمحور کلینی در چینش احادیث- در مقابل کتب حدیثی مُسندی- از جنبه ساختاری- هرچند در مواردی ابداعی- بیشتر تأثیر گرفته از پیشینیان بوده است. در این مسیر، کلینی از «المحاسن» احمدبنخالد برقی و «بصائرالدرجات» محمدبنحسن صفار، بهره جسته است. همچنین برخلاف نظر برخی از مستشرقان که تدوین اصول الکافی را متأثر از جریان عقلگرای حوزه حدیثی بغداد میدانند، این پژوهش نشان میدهد که اصول الکافی، نمودار جریان نصگرای حوزه حدیثی قم بوده است.