احادیث نهی بکاء بر میّت در میانه فهم جهانشمول و بافتمدار
نویسندگان
1 استادیار علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات، دانشگاه میبد، میبد، ایران
2 دانش آموخته دکتری علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات، دانشگاه میبد، میبد، ایران
doi
10.30479/mfh.2021.2331چکیده
گریستن، نخستین واکنش طبیعی انسان در بدو تولد و یکی از فرآیندهای احساسی بشر بهشمار میرود؛ بیشترین و دردناکترین گریه آدمی، زمانی است که همنوعی از دست دهد که نسبت بدو رابطه عاطفی داشته است. برخی ادیان نسبت به این رفتار هیجانی، دستوراتی دارند؛ از جمله در اسلام، روایاتی وجود دارد که از گریه نهی کرده و در پارهای دیگر، آن را جایز شمرده است. در دسته نخست با تعابیری چون عذاب شدن درگذشته، از نوحه بر میت نهی شده اما در روایات دیگر، گریستن موافق فطرت و از آن به «رحمت» یاد شده است. در سنت اسلامی تلاشهای فراوانی برای حل این تعارض ارائه شده که بیشترین آنها، باور به نسخ است؛ بیآنکه دلیل آن به اندازه کافی بررسی شود. مطالعه حاضر میکوشد ضمن گونهشناسی فهمهای سنتی، خوانشی تاریخی متناسب با بافت صدور این دسته از روایات بهدست دهد. نتایج نشان میدهد دستور اولیه مبنی بر حرمت، ارتباط تنگاتنگی با فرهنگ پیشا اسلامی ساکنان شبه جزیره عربستان از جمله تفاخر و تکاثر در مراسم سوگواری و باور به تناسخ داشته است؛ از اینرو برحذر داشتن از گریه، راهکاری برای میراندن آن باورها بوده است. اثربخشی شرایط سیاسی و گفتمان قدرت نیز به عنوان یک فرضیه، طرح شده است.