مبانی فقه الحدیثی فی ظلال الصحیفة السجادیة در سنجه الگوی هرمنوتیک عینیگرای بتی و هرش
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه حضرت معصومه (س)، قم.
doi
10.30479/mfh.2021.2341چکیده
هرمنوتیک به عنوان جولانگاهی برای فهم و شرح متون، هستی و معرفت دارای دو گرایش نسبیگرا و عینیگرا است. هرمنوتیکدانان عینیگرا، برخلاف نسبیگرایان، به امکان ارائه تفسیر عینی و دسترسی به مراد پدیدآورندهی اثر معتقدند، گرچه تفسیر ارائه شده با اراده صاحب اثر زاویهدار باشد. آنان اصول، روشها و ضوابطی را برای تفسیر متون وضع کردهاند تا بتوانند میزان درستی و انحراف تفاسیر و شروح متون را در بوتهی سنجش قرار دهند. «فی ظلال الصحیفه السجادیه» از آثار نویسنده معاصر، محمدجواد مغنیه، در شرح صحیفه سجادیه است که با رویکردهای خاص مؤلف به نگارش درآمده است. این پژوهش با روش توصیفی – تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای تلاش کرده است تا روش و اصول فقهالحدیثی مغنیه در این کتاب را با اصول و ضوابط ارائه شده از سوی بتی و هرش، دو صاحبنظر در حوزه هرمنوتیک عینیگرا واکاوی نماید. یافتههای این مقاله نشانگر آن هست که مغنیه در شرح مزجی و گزینشی خود با رویکردی لغوی، فلسفی و اجتماعی اطلاعات درخوری در زمینه روشنسازی رابطه قرآن و ادعیه صحیفه و رابطه ادعیه صحیفه با مشکلات کنونی جوامع بشری ارائه نموده و در جهت تقریب مذاهب کوشیده است. او اصول سازگاری معنا، فعلیت فهم و هماهنگسازی بتی را به خوبی اجرا کرده است اما در رعایت اصل استقلال، کاستیهایی دیده میشود. همچنین شرح او در سنجش با ضوابط مشروعیت، مطابقت، تناسب از جهت جنس و سازگاری هرش به موفقیت درخوری دست یافته است.