چالش‌های همکاری قلمرویی در بهره‌برداری از منابع آب زیرزمینی مشترک: با روش نظریه‌‌ی داده‌بنیاد

نویسندگان

1 دانشیار/ گروه جغرافیای انسانی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران.

2 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه‌ریزی روستایی/ دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران.

3 استاد/ گروه جغرافیای انسانی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران.

doi
چکیده

این مقاله به نقش منابع آب مشترک در شکل‌گیری همکاریی‌های قلمرویی می‌پردازد و به این منظور، حوضه‌ی ابرکوه، در مرز میان استان‌های یزد و فارس، به عنوان مطالعه‌ی موردی برگزیده شده است. در این حوضه، روستاهای بالادست و پایین دست از یک سفره‌ی آب زیرزمینی مشترک بهره می‌برند. تا اواخر دهه‌ی 1350، رابطه‌ی نظام‌مندی میان اجتماعات بالادست و پایین دست برای بهره‌برداری از منابع آب مشترک برقرار بوده است. این رابطه‌ی نظام‌مند، ریشه در توزیع جغرافیایی منابع زیستی و افتراق معیشتی داشته است. اما اکنون همکاری، جای خود را به رقابت و کشمکش‌های اجتماعی داده است که در نهایت به تخریب منابع آب زیرزمینی مشترک منجر می‌گردد. این تحقیق با روش نظریه‌ی داده‌بنیاد تلاش می‌کند تا به این پرسش، پاسخ دهد که چگونه و تحت چه شرایطی، منبع آب مشترک می‌تواند به بستری برای همکاری و تعامل نظام‌مند تبدیل شود و چگونه ممکن است تعامل نظام‌مند تبدیل به تقابل رقابت آمیز ‌گردد؟بر اساس مطالعات میدانی انجام شده، تفاوت‌های جغرافیایی در بالادست و پایین‌دست حوضه، امکانات متفاوتی را در اختیار اجتماعات انسانی مستقر در این مناطق قرار داده است. این امکانات متفاوت به ایجاد و توسعه‌ی نظام‌های اقتصادی متفاوت منجر می‌گردد که ما برای نشان دادن این وضعیت، اصطلاح "افتراق معیشتی" را به کار برده‌ایم. افتراق معیشتی به نوبه‌ی خود مبنای بهره‌برداری مسالمت آمیز از منابع آب مشترک بوده‌است. اما برنامه‌های اجتماعی و اقتصادی برون‌زا در طول دهه‌های گذشته به همراه تغییرات اقلیمی منجر به حذف افتراق معیشتی شده و در نتیجه همکاری جای خود را به رقابت داده است.