اضطراب و افسردگی در زنان جوان وابسته به مواد در مشهد

نویسندگان

1 متخصص پزشکی اجتماعی، دانشگاه علوم ‏پزشکی مشهد

2 دانشیار گروه بیماری های عفونی، دانشگاه ‏علوم پزشکی مشهد

3 دستیار گروه پزشکی اجتماعی، دانشگاه ‏علوم پزشکی مشهد

4 رئیس سازمان آموزش منطقه ی شش زندان ‏های کشور

5 دانشیار گروه پزشکی اجتماعی، دانشگاه ‏علوم پزشکی مشهد

doi
10.22038/jfmh.2013.2275
چکیده

مقدمه: حدود 10 درصد معتادان کشور، زن هستند. از مباحث مهم در بررسی وابستگی زنان به مواد، اختلالات روانی از جمله اضطراب و افسردگی است که عامل موثر در گرایش زنان به سمت وابستگی به مواد است و می‌تواند پیامد وابستگی نیز باشد. این مطالعه با هدف بررسی اضطراب و افسردگی در زنان جوان با وابستگی به مواد در شهر مشهد انجام شده است. روش‌کار: این مطالعه‌ی مورد-شاهدی روی 236 زن 25-16 ساله در سه گروه زنان وابسته به مواد آسیب‌پذیر، زنان وابسته به مواد فاقد آسیب‌پذیری و شاهد منتخب به روش نمونه‌گیری طبقه‌ای تصادفی در سال 1390 با رضایت آگاهانه انجام شد. اطلاعات کسب شده شامل ویژگی‌های جمعیت‌شناختی، اقتصادی-اجتماعی و اضطراب و افسردگی بر اساس پرسش‌نامه‌ی بک توسط نرم‌افزار SPSS تحلیل شد. برای توصیف آزمودنی‌ها از آمار توصیفی و برای مقایسه از آزمون‌های پارامتریک (آزمون تی مستقل و تحلیل واریانس) و غیر پارامتریک (من-ویتنی و کروسکال-والیس) استفاده شده است. یافته‌ها: وجود اضطراب و شدت آن در افراد وابسته به مواد (آسیب‌پذیر و فاقد آسیب‌پذیری) به طور معنی‌داری بیشتر از گروه شاهد (0.001>P) ولی بین دو گروه وابسته به مواد، معنی‌دار نبود (0.05=P). وجود افسردگی و شدت آن در دو گروه وابسته به مواد به طور معنی‌داری بیشتر از گروه شاهد (0.001>P) ولی بین دو گروه وابسته به مواد معنی‌دار نبود (0.07=P). نتیجه‌گیری: بین وابستگی به مواد با سطح اضطراب و افسردگی، شدت اضطراب و افسردگی و آسیب پذیری در زنان رابطه‌ی معنی‌داری وجود دارد.