فراوانی اختلالات کف لگن و مؤلفههای فردی- اجتماعی و مامایی مرتبط در زنان سنین باروری شهر تبریز سال 1401-1400
نویسندگان
1 کارشناس ارشد مامایی، کمیته تحقیقات دانشجویی، دانشکده پرستاری و مامایی، دانشگاه علوم پزشکی تبریز، تبریز، ایران.
2 دکترای تخصصی بهداشت باروری، مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی سلامت، دانشکده پرستاری و مامایی، دانشگاه علوم پزشکی تبریز، تبریز، ایران.
doi
10.22038/ijogi.2024.69444.5539چکیده
مقدمه: اختلالات کف لگن، از عمده ناخوشیهای شایع در زنان است که پیامدهای منفی روی زندگی روزمره زنان به همراه دارد. از آنجایی که شیوع کلی این اختلال در میان زنان ایرانی توسط ابزار مناسب گزارش نشده است، لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین شیوع اختلال کف لگن و عوامل خطر آن انجام شد. روشکار: این مطالعه مقطعی در سال 1401-1400 بر روی 400 زن غیرباردار واقع در سنین باروری مراجعه کننده به مراکز سلامت شهر تبریز انجام گرفت. دادههای مربوط به اختلالات کف لگن از طریق پرسشنامه استرالیایی کف لگن و پرسشنامه مشخصات فردی- اجتماعی و مامایی جمعآوری شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS (نسخه 26) و آزمونهای کای دو و رگرسیون لجستیک چندگانه انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد. یافته ها: 264 شرکتکننده (66%) اختلال کف لگن داشتند. 191 شرکت کننده (8/47%) اختلال عملکرد مثانه، 235 شرکت کننده (8/58%) اختلال عملکرد مقعد، 52 زن (13%) پرولاپس ارگان های لگن و 271 شرکت کننده (8/67%) اختلال عملکرد جنسی داشتند. در زنان با سطح تحصیلات ابتدایی (نسبت شانس: 46/0؛ فاصله اطمینان 95%: 86/0 تا 24/0؛ 016/0=p) و در زنانی که ورزش می کردند (نسبت شانس: 55/0؛ فاصله اطمینان 95%: 86/0 تا 35/0؛ 009/0=p)، شانس اختلال کف لگن کمتر بود. سابقه زایمان واژینال (نسبت شانس: 37/2؛ فاصله اطمینان 95%: 96/3 تا 41/1؛ 001/0=p) و داشتن یبوست (نسبت شانس: 37/3؛ فاصله اطمینان 95%: 00/7 تا 62/1؛ 001/0>p) شانس اختلال کف لگن را بهطور معنی داری افزایش میداد. نتیجه گیری: اختلال کف لگن در میان زنان شرکتکننده شایع بود. نتایج مطالعه، عوامل خطر خاص را در مدیریت و پیشگیری از اختلالات کف لگن برجسته میکند، لذا انجام غربالگری و اقدامات پیشگیرانه با در نظر گرفتن عوامل خطر آن توسط کارکنان سلامتی پیشنهاد میشود.