«تحلیل فقه‌الحدیثی روایات نهی‌تعلیم ‌کتابت ‌به زنان»

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث.

2 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره).

doi
10.30479/mfh.2017.1141
چکیده

زنان به عنوان نیمی ­از جمعیت انسانی، همواره به نحو مستقیم یا غیر مستقیم، مورد توجه و یا خطاب بسیاری از آیات قرآنی و روایات معصومان (ع) بوده­اند، هرچند در اغلب آموزه­های دینی دیگر نیز در کنار مردان به طور عام مورد عنایت هستند. دربسیاری از آیات و روایات از زنان به نیکی یاد و توصیه های ارزنده­ای در استیفای حقوقشان گردیده، اما در مواردی هرچند اندک به ویژه در پاره­ای از روایات، دستورها ویا نهی­هایی برایشان صورت گرفته­ که گاه طبیعی و منطقی و گاهی هم مشکوک و شبهه­انگیز می­نماید و بوی جعل یا تحریف از آن به مشام نکته­بینان می­رسد. یکی از این بازداشتن­ها، «نهی تعلیم کتابت به زنان» است که با اشکال مختلف؛ تلویحاً و تصریحاً در میان کتب سنی و شیعی دیده می­شود. این مقاله، با به کاربستن قواعد حدیث­شناسی و واکاوی قرینه­های موجود، به تحلیل متنی و محتوایی آن احادیث می­پردازد. از طرفی صدور این نهی و امثال این نواهی در فضای خاص اجتماعی و محدود صدر اسلام که افراد و به ویژه زنان، بی­بهره از مهارت خواندن و نوشتن بودند و غالباً فرهنگ شفاهی بر مراودات مردم چیره بود و نگارش چندان کاربرد عملی نداشت و چه ­بسا پرداختن به این امر نه چندان ضروری، آنها را از اموری خطیر که تکالیف اصلی ایشان بود باز­می­داشت و مفاسدی را بر زندگی معمولشان بار می­ساخت، امری معقول و محتمل است و از طرف دیگر این احتمال هم می­رود که شاید باورهای سنتی و عرف مردسالار جامعه بدوی و نه احکام و آموزه­های دینی منشاء اصلی این آموزه­ها بوده است. در هر صورت این روایات، حتی در صورت احتمال صحت صدورشان از معصوم (ع)، دلالتی بر حجیت این نهی در مقاطع بعدی تاریخی و جوامع متکثر آینده نخواهد داشت.