کاربست بینامتنیت در فهم امثال نهجالبلاغه
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث دانشگاه مذاهب اسلامی تهران
2 استاد دانشگاه تهران
doi
10.30479/mfh.2017.1144چکیده
بینامتنیت روشی جهت فهم دقیقتر متون است که به بررسی روابط بین متنها میپردازد و بر آن است که بیان کند هر متن و گویندهای متأثر از دیگر متون و گویندگان سابق یا همزمان، بوده و آگاهانه یا ناخودآگاه از کلام و اندیشهی آنها بهرهمند گشته است. امام علی (ع) در نهجالبلاغه، گاهی واژگان و عباراتی از متون قبلی (اعم از قرآن، احادیث نبوی (ص)، أمثال و اشعار عربی) را در خطبهها، نامهها و کلمات قصار خویش وارد ساخته و در برخی موارد با الهام از مفاهیم و آموزههایشان، محتوا و مضامین را در کلام خویش تداعی میسازد. با بهرهگیری از روش فوق و به جهت فهم دقیقتر سخن امام (ع) ناچاریم که روابط بین سخن امام (ع) و این متنها را تشخیص دهیم. در نهجالبلاغه حدود 220 ضربالمثل آمده که امام (ع)، تعداد معدودی از آنها را از دیگران اخذ و نقل کرده است. در این مقاله برآنیم تا برخی از این نوع ضربالمثلها را از منظر روابط بینامتنی مورد بررسی قرار داده و به این پرسش پاسخ دهیم که اولاً بینامتنیت أمثال عربی در نهجالبلاغه از کدام نوع است؟ و ثانیاً کاربرد این روش برای فهم حدیثِ امام (ع) چه تأثیری دارد؟ بر این اساس ابتدا با روش توصیفی- تحلیلی تمامی ضربالمثلهایی که امام (ع)، گویندهی نخستینِ آن نبوده را استخراج و بعد با بررسی پیشینه و معنای آن مَثَل، ارتباط آن را با کلام امام (ع) تشخیص میدهیم. بینامتنیت به سه گونهی نفی جزئی، نفی متوازی و نفی کلی تقسیم میشود. از ثمرات بهرهگیری از بینامتنیت تشخیص نوع ارتباط سخن معصوم (ع) با مَثَلِ مشهورِ عربی است و عملیات بینامتنی در این پژوهش نشان میدهد که بیشترین شکل بینامتنیِ أمثال در نهجالبلاغه، بینامتنیت لفظی از نوع نفی متوازی است که امام (ع) اصلِ الفاظ مَثَل را در سخن خود آورده، ولی بین معنای مد نظر گویندهی اصلی با سخن خویش نوعی سازش برقرار کرده است.