رابطه ی باورهای اساسی دینی و سبک دلبستگی به خداوند با فرسودگی شغلی درکارکنان ستادی دانشگاه علوم پزشکی مشهد
نویسندگان
1 دانشیار گروه روان پزشکی کودک و نوجوان، مرکز تحقیقات روان پزشکی و علوم رفتاری، دانشگاه علوم پزشکی مشهد
2 پزشک عمومی، مرکز تحقیقات روان پزشکی و علوم رفتاری، دانشگاه علوم پزشکی مشهد
3 دانشیار گروه روان پزشکی، مرکز تحقیقات روان پزشکی و علوم رفتاری، دانشگاه علوم پزشکی مشهد
4 کارشناسی ارشد روان شناسی بالینی، دانشگاه علوم پزشکی مشهد
5 دانشجوی دکترای آمار، عضو هیئت علمی گروه ریاضی و آمار دانشگاه نیشابور
doi
10.22038/jfmh.2013.1837چکیده
مقدمه: فرسودگی شغلی، عواقب و هزینههای بسیاری بر سازمانها و کارکنان تحمیل میکند اما باورهای دینی و سبکهای دلبستگی به خداوند قادرند آن را تغییر دهند. هدف این پژوهش بررسی باورهای اساسی دینی و سبک دلبستگی به خداوند به عنوان پیشبینهای فرسودگی شغلی است. روشکار: جامعهی آماری این پژوهش توصیفی همبستگی را 300 تن از کارکنان ستادی دانشگاه علوم پزشکی مشهد تشکیل دادند که با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. اطلاعات با پرسشنامههای فرسودگی شغلی مازلاک و باورهای اساسی دینی رجائی و پرسشنامهی محققساختهی سنجش سبکهای دلبستگی به خداوند، جمعآوری گردیدند. دادهها با نسخهی 19 نرمافزار SPSS و شاخصهای توصیفی، ضرایب همبستگی پیرسون، اسپیرمن، آزمون تی و رگرسیون چندمتغیره تحلیل شدند. یافتهها: رابطهی باورهای اساسی دینی (000/0=P و30/0-=r) و سبک دلبستگی به خداوند، با فرسودگی شغلی (010/0 =P و 15/0-=r) منفی معنیدار و رابطهی بین باورهای اساسی دینی و سبکهای دلبستگی به خداوند، مثبت و معنیدار (000/0=P و 31/0 =r) بود. در مدل رگرسیون (000/0=P و 19/18=F) نیز تاثیر همزمان باورهای اساسی دینی و سبکهای دلبستگی به خداوند بر فرسودگی شغلی تایید گردید. فرسودگی شغلی نیز در بین مردان و زنان اختلاف معنیداری را از خود نشان داد و در زنان بالاتر از مردان گزارش گردید (004/0=P). نتیجهگیری: به نظر میرسد که باورهای اساسی دینی و سبکهای دلبستگی به خداوند میتوانند از فرسودگی شغلی بکاهند.