غلبه الگوی «زمانِ متحرک» در درک استعاری زمان: مطالعه‌ای شناختی-زبانی در گویش بلوچی سرحدی

نویسندگان

1 گروه آموزش زبان انگلیسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.

2 استاد زبانشناسی، گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.

doi
10.22067/jlkd.2025.96461.1357
چکیده

درک استعاری زمان، یکی از حوزه‌های کلیدی در زبانشناسی شناختی است که نشان می‌دهد چگونه انسان‌ها مفاهیم انتزاعی را از طریق تجربیات فضایی ملموس می‌سازند. بر اساس نظریه استعاره مفهومی (لیکاف و جانسون، 1980)، دو الگوی رایج «ناظرِ‌متحرک» و «زمانِ‌متحرک» برای بازنمایی زمان شناسایی شده‌اند. این پژوهش با بهره‌گیری از الگوی استانداردِ «جلسه چهارشنبه بعد» (مک‌گلون و هاردینگ، 1998)، به بررسی درک استعاری زمان در گویش بلوچی سرحدی می‌پردازد. جامعه آماری شامل 121 گویشور بومی بلوچی سرحدی (دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان) بودند. داده‌ها با استفاده از آزمون خی‌دو (χ²) در نرم‌افزار SPSS تجزیه‌وتحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که در محیط خنثی، الگوی «زمان متحرک» به طور معناداری غالب است (p < 0.001)، که نشان‌دهنده تمایل گویشوران به تصور خود به‌عنوان موجودی ثابت است که رویدادها به‌عنوان عوامل متحرک به سوی او حرکت می‌کنند. همچنین، نتایج حاکی از آن بود که ارائه اطلاعات زمینه‌ای (جملات برانگیزاننده) تأثیر معناداری بر تفسیر الگوی مبهم «جلسه چهارشنبه بعد» دارد (p < 0.001)، که از پویایی شناخت زبانی پشتیبانی می‌کند. در مقابل، متغیر جنسیت تأثیر معناداری بر درک استعاری زمان نداشت (p = 0.36). این یافته‌ها نشان می‌دهد ساختار اجتماعی عشیره‌ای و تأکید بر سنت‌های تاریخی در فرهنگ بلوچی سرحدی، می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌دهی به این الگوی شناختی داشته باشد. این مطالعه به‌عنوان نخستین بررسی نظام مند در این حوزه در گویش بلوچی سرحدی، بینش‌های ارزشمندی در مورد ارتباط زبان، فرهنگ و شناخت ارائه می‌دهد.