مقایسه راهبردهای کنش گفتاری درخواست در کودک دیرآموز و کودکان عادی (یک مطالعه موردی)
نویسندگان
1 دانشیار زبانشناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری زبانشناسی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران.
doi
10.22067/jlkd.2026.97433.1367چکیده
هدف این پژوهش، بررسی و مقایسۀ راهبردهای کنش گفتاری «درخواست» در میان نوجوانان دیرآموز و نوجوانان عادی در موقعیتهای اجتماعی متنوع است. چارچوب نظری پژوهش مبتنی بر الگوی سهلایهای بلوم-کولکا و اولشتاین (1984) و طبقهبندی ادب زبانی براون و لوینسون (1987) است. دادهها از طریق پرسشنامۀ تحلیل گفتمان با تمرکز بر هشت موقعیت ارتباطی متفاوت (با در نظر گرفتن متغیرهایی مانند میزان رسمیت، آشنایی، اهمیت موضوع، قدرت و سن مخاطب) گردآوری شدهاند. شرکتکنندگان شامل ۳۰ نوجوان عادی (۱۴ تا ۱۷ ساله) و یک نوجوان دیرآموز 17 ساله بودند. پاسخهای آنها بر اساس راهبردهای مستقیم، تعدیلهای درونی و تعدیلهای بیرونی تحلیل شد. نتایج تحلیل آماری و کیفی نشان داد که نوجوان دیرآموز بهطور معناداری بیشتر از راهبرد مستقیم استفاده میکند، درحالیکه نوجوانان عادی تمایل بیشتری به بهرهگیری از تعدیلهای درونی و بیرونی دارند. یافتهها حاکی از آن است که تفاوتهای شناختی و کاربردشناختی، بر انتخاب راهبردهای زبانی در کنش گفتاری درخواست تأثیرگذارند. این نتایج نشاندهندۀ لزوم طراحی مداخلات آموزشی کاربردشناختی برای گروههای دیرآموز است.