مفهومسازی و کدگذاریهای زبانی دو حس بویایی و شنوایی در برخی داستانهای کوتاه منتخب رئال و سوررئال از منظر زبانشناسی شناختی-فرهنگی
نویسندگان
1 ارشد زبانشناسی همگانی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
2 دانشیار گروه زبانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
3 دانشیار گروه زبانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
doi
10.22067/jlkd.2025.94670.1337چکیده
در پژوهش پیشرو به بررسی فرهنگی- شناختی مفهومسازیهای زبانی دو حس بویایی و شنوایی در برخی داستانهای کوتاه دو سبک رئالیسم و سوررئالیسم با استفاده از چارچوب نظری شریفیان (2017) و کووچش (2018) پرداختیم. دادههای اصلی از متن داستانهای کوتاه منتخب گردآوری شده و برای رویکرد واژگانی کووچش از فرهنگلغتهای فارسی استفاده کردیم. نتایج حاصل از بررسیها و آزمون معناداری خیدو نشان داد که بین استفاده از این دو حس و این دو سبک ادبی ارتباط معناداری وجود دارد و این دو حس بهصورت یکنواخت توزیع نشدهاند. در سبک سوررئال، حوزههای مبدأ حس بویایی غیرحسی و حس شنوایی انتزاعی هستند، عمدۀ حوزههای مقصد نیز حسی میباشند. اما در سبک رئال در خصوص هر دو حس حوزههای مبدأ حسی و مقصد انتزاعی هستند. حس شنوایی در هر دو سبک طرحوارههای فرهنگی خنثی دارد؛ اما در حس بویایی در سبک سوررئالیسم طرحوارۀ منفی و در رئالیسم طرحوارۀ مثبت دارد. استعارههای حس بویایی در هر دو سبک با الگوی اولمان و ویلیامز تطابق دارد ولی در حس شنوایی این تطابق وجود ندارد.