واکاوی انسجام دستوری در داستان مدیر مدرسه، اثر جلال آل احمد بر پایه نظریه هلیدی ‏و حسن

نویسندگان

1 دانشیار زبان‌شناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

2 دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

doi
10.22067/jlkd.2025.93879.1329
چکیده

انسجام از ارکان اساسی هر متن است و از کنار هم قرار گرفتن واژه‌ها و ایجاد ارتباط معنایی، دستوری و کاربردشناختی جملات در متن به وجود می‌آید. هلیدی و حسن (1976) در زبان‌شناسی نقش‌گرا مقوله‌ انسجام و زیرشاخه‌های آن‌ شامل عناصر انسجام دستوری و واژگانی را مطرح کرده‌اند. مقالۀ حاضر با تکیه بر نظریۀ هلیدی و حسن عناصر انسجام دستوری در داستان کوتاه مدیر مدرسه نوشتۀ جلال آل احمد را موردبررسی قرار می‌دهد. به این منظور، با استفاده از مثال‌های مختلف در داستان مذکور، نحوۀ کاربرد عناصر انسجام دستوری شامل ارجاع، حذف، جایگزینی و ادات ربط، در متن موردنظر تحلیل شد. نتایج نشان داد که به ترتیب، ارجاع (9/69 درصد) و ادات ربط (1/25 درصد) بیشترین تأثیر در انسجام و در مقابل، حذف (01/4 درصد) و جایگزینی (91/0 درصد) کمترین تأثیر را داشته است. این نتیجه با ویژگی‌های سبکی جلال آل احمد در زمینۀ محاوره‌نویسی کاملاً منطبق و همسو است. همچنین، نتایج حاکی از آن بود که مدیر مدرسه از نظر به‌کارگیری عناصر انسجام دستوری ارجاع و ادات ربط، متنی منسجم بوده و نویسنده با انتخاب درست و بجای این دو عنصر در متن توانسته پیوند میان کلمات و جملات را به‌خوبی حفظ کند. آل احمد با کاربرد مناسب عناصر انسجام دستوری در این متن عملکرد موفقی در تأثیرگذاری آن و ترغیب خواننده داشته ‌است.