بررسی نمود در فرایند تکرار کامل ناافزوده در چارچوب نظریه صرف توزیعی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبانشناسی، واحد علوم تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 استادیار گروه زبانشناسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 استادیار گروه زبان شناسی، واحد علوم تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.22067/jlkd.2025.87972.1276چکیده
فرایند تکرار یکی از سازوکارهای مهم در ساختواژههای زبان فارسی است که به ایجاد واژههای جدیدی با معنای مستقل از پایه واژگانی منجر میشود. این پژوهش با هدف تحلیل فرایند تکرار کامل ناافزوده در چارچوب نظریه صرف توزیعی هله و مرنتز (1993 ) انجام شده است. هدف کلی از این پژوهش تبیین فرایند تکرار کامل ناافزوده و همچنین چگونگی شکلگیری مفهوم نمود در صورت مکرر بر پایه این نظریه است. با توجه به اینکه با اضافه شدن بخش تکرار شونده برای تشکیل صورت مکرر غالباً مقوله نحوی پایه تغییر میکند و در بسیاری از این نمونهها مفهوم نمود تداومی نیز شکل میگیرد، بررسی این فرایند از دیدگاه صرف توزیعی اهمیت مییابد. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است و گردآوری دادهها به شکل کتابخانهای است. ابتدا 78 نمونه از نمونههای تکرار کامل ناافزوده که مفهوم تداوم و تکرار عمل را در خود واژگانی کردهاند بر پایهی طبقهبندی شقاقی (1379) و همچنین طبقهبندی رضایتی کیشهخاله و دیگران (1394) استخراج شد. سپس، در قالب نمودارهای درختی و از طریق ادغام واحدهای زبانی و چگونگی بهکارگیری اصول نظریه صرف واژگانی ازجمله قواعد ترمیمی، شکاف، وندافزایی، قواعد تنظیم آوایی و زیرمشخصههای تخصیصی به تبیین این دادهها پرداخته شد. یافتههای تحقیق نشان میدهد که در ساخت صورتهای تکراری کامل مانند "آهستهآهسته" عموماً قواعد وندافزایی و قواعد ترمیمی و همجوشی دخیل هستند. هسته واژگانی در طی فرایند ادغام با بخش تکرارشونده گره نحوی مشخصی را به وجود میآورد در نتیجه جابجایی آن به گروه نمود مشخصه نمودی خود را بازبینی میکند. در این رابطه برای ساخت فرایند تکرار کامل ناافزوده قواعد شکاف و حذف، نقشی را ایفا نمیکنند و تشکیل صورت مکرر از طریق بهکارگیری قواعد وندافزایی، قواعد ترمیمی و همجوشی حاصل میشود. بهاینترتیب، عناصر واژگانی در سطح نحو شکل میگیرند و از نمود تداومی برخوردار میشوند. این پژوهش نشان میدهد که تکرار صرفی بهعنوان یک فرایند واژهسازی در سطح واژه و بالاتر از واژه عمل میکند و معنای جدیدی به این صورت زبانی میافزاید. یافتههای این پژوهش همچنین میتواند در قالب الگویی برای تحلیلهای صرفی در زبانها و گویشهای مختلف مورد استفاده قرار گیرد و چشماندازی تازه برای درک بهتر ساختار صرفی زبانهای دیگر فراهم کند.