تحلیل تطبیقی کاربرد استعاره‌ دستوری در رمان بلندی‌های بادگیر و دو ترجمه از آن توسط رضا رضایی و ‏نوشین ابراهیمی از منظر دستور نظام‌مند نقشی هلیدی

نویسندگان

1 استادیار زبانشناسی همگانی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

2 دانشجوی کارشناسی ارشد زبانشناسی همگانی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

doi
10.22067/jlkd.2025.91951.1300
چکیده

در این تحقیق در تحلیلی تطبیقی، نحوه‌ کاربرد و میزان ترجمه استعاره‌ دستوری را در رمان «بلندی‌های بادگیر»[1] نوشته‌ امیلی برونته[2] و دو ترجمه از آن توسط رضا رضایی (1390) و نوشین ابراهیمی (1391) به‌لحاظ کمی و کیفی بررسی شد. برای انتخاب تصادفی داده‌ها، سه فصل از اول، وسط و آخر رمان و ترجمه‌های آن، یعنی فصل اول، فصل پانزدهم و فصل سی و چهارم بررسی شده‌اند. چارچوب نظری پژوهش دستور نظام‌مند نقشی هلیدی و متیسن[3] (2004) انتخاب شد و سپس انواع استعاره دستوری با توجه به سه فرانقش اندیشگانی، بینافردی و متنی به‌لحاظ کمّی و کیفی بررسی شدند. ازآنجاکه ساخت‌های نشان‌دار حاوی استعارات دستوری می‌باشند و این ساخت‌ها در انتقال مفهوم معنامند بوده و گفتمان‌مدار هم محسوب می‌شوند، لذا تحلیل نحوه و میزان کاربرد آن‌ها مخصوصاً در متون ترجمه شده حائز اهمیت است؛ چراکه درک خواننده درچارچوب توانش زبانی و دانش دایره‌المعارفی اوست، لذا همان‌طور که در ترجمه استعارات واژگانی لازم است مترجم با در نظر گرفتن تفاوت‌های زبانی و فرهنگی خواننده متن مقصد، معادل‌یابی صحیح و مناسبی برای استعارات داشته باشد، درترجمه استعاره‌های دستوری نیز لازم است مترجم به استعاره‌های دستوری متن مبدأ توجه آگاهانه بیشتری داشته باشد تا به‌جای حذف استعاره دستوری و ترجمه آن به‌صورت غیر استعاری، معادل‌یابی معنایی و کاربردی درست‌تر و مناسب‌تری ارائه دهد. نتایج حاصل از تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد که در ترجمه‌های ابراهیمی و رضایی، استعارۀ دستوری کمتری نسبت به متن اصلی رمان، به‌کار رفته است. مقایسۀ ترجمه‌ها نیز نشان می‌دهد که در ترجمه‌ ابراهیمی، استعاره‌های دستوری بیشتری نسبت به ترجمه‌ رضایی به‌کار رفته است.