تحلیل فرایند شکلگیری معنا از طریق نظامهای گفتمانی نشانهمعناشناختی در داستان زال و رودابه
نویسندگان
1 دانشیار زبانشناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 کارشناس ارشد زبانشناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.22067/jlkd.2024.89369.1266چکیده
نشانهمعناشناسی گفتمانی علمی است که به مطالعه فرآیندی زبان میپردازد. این علم نشانه را بهعنوان مبدأ و معنا را مقصد کار خود در نظر میگیرد. نشانهمعناشناسی گفتمان را بهعنوان حوزه کاری خود برمیگزیند. ازآنجاییکه ادبیات از نمونههای گفتمانهای پویاست، نشانهمعناشناسی گفتمانی با بررسی عناصر دخیل در این گفتمانها و روابط بین این عناصر، به کشف فضاهای معنایی مخفی میپردازد. پژوهش حاضر در پی بررسی فرآیند تولید معنا و نظامهای گفتمانی مؤثر در این فرآیند در عناصر داستانی زال و رودابه شاهنامه فردوسی بر اساس رویکرد نشانهمعناشناسی گفتمانی است. در بررسی این روایت مشخص شد که سوژه کنشی به جهت کسب ارزش و رفع نقصان خواهان داشتن فرزند است؛ اما رفع این نقصان باعث اولین تنش و چالش در سیر روایت میشود. سوژه با طرد نوزاد سپیدموی که مغایر با هنجارهای اجتماعی است، سعی در رفع چالش دارد، اما طرد فرزند چالشهای بیشتری را پیش روی کنشگر اصلی و حتی دیگر کنشگران روایی قرار میدهد. در واقع، طرد فرزند در این روایت امکان اضمحلال معنا را فراهم میسازد. دراینبین، آنچه جریان معناسازی را تداوم میبخشد تبدیلشدن سوژه کنشی به سوژه شوشی و تغییر فضای روایت به فضایی حسی-ادراکی است. در واقع، حکیم فردوسی با استفاده از راهکارهای عاطفی و بهرهبردن از نظامهای معنایی از قبیل کنش، شوش، بوش، تخیل و اسطوره جریان معناسازی را تداوم میبخشد.