پیچیدگی روایتهای داستانی کودکان تکزبانه و دوزبانه 4-6 ساله (مطالعه موردی: تهران و جویبار)
نویسندگان
1 دانشیار پژوهشکدۀ زبانشناسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران
doi
10.22067/jlkd.2024.84896.1213چکیده
بررسی رشد روایی یکی از ابزارهای کارآمد و پرکاربرد در مطالعات رشد زبان، دوزبانگی و اختلالهای زبانی است. بهویژه آزمونهای مرتبط با دستور داستان که ساختار روایت را در دو سطح کلان (شناختی) و خرد (زبانی) تحلیل میکنند، در سالهای اخیر بسیار موردتوجه زبانشناسان بودهاند. در این پژوهش، پیچیدگی ساختار روایتهای داستانی فارسی 16 کودک 4 تا 6 سالۀ دوزبانه مازندرانی-فارسی ساکن جویبار با 16 کودک تکزبانۀ فارسیزبان همتای سنی و جنسی آنها در تهران مقایسه و تحلیل میشوند. متغیرهای مستقل و کنترل در این پژوهش دوزبانگی، جنسیت و سن هستند. ابزار گردآوری داده، بازگویی داستان مصور بیکلام و چارچوب تحلیل، شاخص تی اِن اِل ـ پی آر (TNL-Pr) (گیلام و گیلام، 2009) برای سنجش پیچیدگی ساختار روایت است. بر مبنای یافتهها در هر دو گروه با بالارفتن سن پیچیدگی ساختار روایت بهویژه در سطح ساختار خرد در کاربرد قید، حروف ربط و افعال ذهنی و در ساختار کلان در اشاره به پیامد، بیشتر میشود. میانگین نمرۀ کودکان تکزبانه در همه گروهها، بهویژه در سنین پایینتر بیشتر از دوزبانه و تفاوت دو گروه در اشاره به رخداد آغازین و پاسخ درونی معنادار است. تعداد واژه در روایتهای تکزبانهها بیشتر از دوزبانه و این تفاوت در گروه سنی 4 تا 5/4 ساله معنادار است. پیچیدگی ساختار روایت در دختران و پسران تفاوتهایی را نشان میدهد، اما تفاوتها به لحاظ آماری معنادار نیستند. در گروه تکزبانه تعداد واژه و میانگین طول پارهگفتار در دختران بیشتر از پسران و در گروه دوزبانه در پسران بیشتر از دختران است. با وجود این، جنسیت تأثیر معناداری بر طول روایت ندارد.