بررسی تطبیقی دیدگاه زبانشناختی دو تن از دستورنویسان معاصر عرب؛ نقد روششناختی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
2 استاد دانشگاه فردوسی، گروه زبان و ادبیات عربی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
3 دانشیار دانشگاه فردوسی، گروه زبان و ادبیات عربی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
doi
10.22067/jlkd.2024.87248.1239چکیده
قرن نوزدهم را میتوان زمان شکلگیری تفکر نوین عرب به شمار آورد و پژوهشهای زبانشناسی معاصر نیز در راستای سایر حوزههای اندیشگانی عرب در این زمان، پدید آمد. زبانشناسان نوگرا، دستاوردهای نوین خود را که برگرفته از رویکردهای زبانشناختی معاصر است، به خواننده عربزبان ارائه کردند، و با وجود واکنشهای متفاوتی که اغلب بر پایه تقدس بخشیدن به میراث سنتی زبانیشان بود، توانستند ساختار مشخص و مستقلی برای زبانشناسی معاصر عربی ایجاد کنند که از یک سو بر پایه مبانی نظری قدما باشد و از سوی دیگر با رویکردهای مدرن غرب در حوزه زبانشناسی سازگار. «ابراهیم مصطفی» و «مهدی مخزومی» دو تن از زبانشناسان معاصر عرب هستند که نگاهی نوین به پژوهشهای زبانی و نحو عربی داشتند. این مقاله در تلاش است به شیوه توصیفی- تحلیلی به پژوهش در دو کتاب احیاء النحو ابراهیم مصطفی و فی النحو العربی؛ نقد و توجیه مهدی مخزومی بپردازد. رویکرد این پژوهش بررسی تطبیقی دیدگاه زبانشناسی، مبانی و خاستگاه فکری این دو نحوی است و بر مبنای نقد روششناختی به این مهم پرداخته است و به دنبال فهم روش کار این دو زبانشناس معاصر و نظریههایشان در حوزه نحو در پژوهشی تطبیقی است. حاصل پژوهش اینکه ابراهیم مصطفی با اینکه رویکرد زبانشناسی ندارد، به دنبال احیای نحو است و در تلاش برای الغاء نظریه عامل در دستور زبان عربی بوده است؛ اما مهدی مخزومی رویکرد زبانشناسی متن دارد و بر جمله در نحو عربی تأکید دارد. چنین به نظر میرسد که، اغلب زبانشناسان معاصر عرب با تکیه بر ضرورت ایجاد تغییرات مبنایی در نحو عربی، با هدف رهایی از نحو سنتی توانستهاند با اندوخته علمی و تجربی خود، هر یک بخشی از نحو عربی را مورد نقد قرار دهند و در حوزه نظری و کاربردی دیدگاههای دقیق، علمی، تازه و نویی ارائه کنند.